collateralized debt
وام وثیقه شده
collateralized loan
وام وثیقه شده
collateralized security
اوراق بهادار وثیقه شده
collateralized asset
دارایی وثیقه شده
collateralized bond
اوراق قرضه وثیقه شده
collateralized mortgage
رهن وثیقه شده
collateralized funding
تامین مالی وثیقه شده
collateralized obligation
تعهد وثیقه شده
collateralized investment
سرمایه گذاری وثیقه شده
collateralized swap
معامله مبادله وثیقه شده
the loan was collateralized by the borrower's property.
وام توسط ملکیت وامگیرنده وثیقه گذاری شده بود.
investors prefer collateralized debt obligations for security.
سرمایهگذاران اوراق بدهی وثیقه گذاری شده را به دلیل امنیت ترجیح میدهند.
collateralized loans often have lower interest rates.
وامهای وثیقه گذاری شده اغلب نرخ بهره کمتری دارند.
the bank requires collateralized assets for large loans.
بانک برای وامهای بزرگ به داراییهای وثیقه گذاری شده نیاز دارد.
she secured her business loan with collateralized inventory.
او وام تجاری خود را با موجودی وثیقه گذاری شده تضمین کرد.
collateralized financing can reduce risk for lenders.
تامین مالی وثیقه گذاری شده میتواند خطر را برای وامدهندگان کاهش دهد.
many companies issue collateralized bonds to raise capital.
شرکتهای زیادی اوراق قرضه وثیقه گذاری شده را برای جمعآوری سرمایه منتشر میکنند.
the real estate was collateralized to secure the investment.
املاک به منظور تضمین سرمایهگذاری وثیقه گذاری شدند.
investing in collateralized securities can be a smart choice.
سرمایهگذاری در اوراق بهادار وثیقه گذاری شده میتواند انتخاب هوشمندانهای باشد.
they offered collateralized loans to help small businesses.
آنها وامهای وثیقه گذاری شده را برای کمک به کسب و کارهای کوچک ارائه دادند.
collateralized debt
وام وثیقه شده
collateralized loan
وام وثیقه شده
collateralized security
اوراق بهادار وثیقه شده
collateralized asset
دارایی وثیقه شده
collateralized bond
اوراق قرضه وثیقه شده
collateralized mortgage
رهن وثیقه شده
collateralized funding
تامین مالی وثیقه شده
collateralized obligation
تعهد وثیقه شده
collateralized investment
سرمایه گذاری وثیقه شده
collateralized swap
معامله مبادله وثیقه شده
the loan was collateralized by the borrower's property.
وام توسط ملکیت وامگیرنده وثیقه گذاری شده بود.
investors prefer collateralized debt obligations for security.
سرمایهگذاران اوراق بدهی وثیقه گذاری شده را به دلیل امنیت ترجیح میدهند.
collateralized loans often have lower interest rates.
وامهای وثیقه گذاری شده اغلب نرخ بهره کمتری دارند.
the bank requires collateralized assets for large loans.
بانک برای وامهای بزرگ به داراییهای وثیقه گذاری شده نیاز دارد.
she secured her business loan with collateralized inventory.
او وام تجاری خود را با موجودی وثیقه گذاری شده تضمین کرد.
collateralized financing can reduce risk for lenders.
تامین مالی وثیقه گذاری شده میتواند خطر را برای وامدهندگان کاهش دهد.
many companies issue collateralized bonds to raise capital.
شرکتهای زیادی اوراق قرضه وثیقه گذاری شده را برای جمعآوری سرمایه منتشر میکنند.
the real estate was collateralized to secure the investment.
املاک به منظور تضمین سرمایهگذاری وثیقه گذاری شدند.
investing in collateralized securities can be a smart choice.
سرمایهگذاری در اوراق بهادار وثیقه گذاری شده میتواند انتخاب هوشمندانهای باشد.
they offered collateralized loans to help small businesses.
آنها وامهای وثیقه گذاری شده را برای کمک به کسب و کارهای کوچک ارائه دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید