collates

[ایالات متحده]/kəˈleɪts/
[بریتانیا]/kəˈleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای ترتیب دادن یا سازماندهی مدارک یا داده‌ها؛ برای بررسی یا مقایسه به خاطر دقت؛ برای ویراستاری

عبارات و ترکیب‌ها

collates data

گردآوری داده‌ها

collates information

گردآوری اطلاعات

collates results

گردآوری نتایج

collates feedback

گردآوری بازخورد

collates reports

گردآوری گزارش‌ها

collates findings

گردآوری یافته‌ها

collates statistics

گردآوری آمار

collates evidence

گردآوری مدارک

collates data sets

گردآوری مجموعه‌ داده‌ها

collates resources

گردآوری منابع

جملات نمونه

the librarian collates all the new books every month.

کاتب کتابخانه هر ماه تمام کتاب‌های جدید را گردآوری می‌کند.

she collates data from various sources for her research.

او داده‌ها را از منابع مختلف برای تحقیقات خود گردآوری می‌کند.

the software collates user feedback to improve the app.

نرم‌افزار بازخورد کاربران را برای بهبود برنامه گردآوری می‌کند.

he collates the results of the survey for analysis.

او نتایج نظرسنجی را برای تجزیه و تحلیل گردآوری می‌کند.

the team collates information to prepare for the presentation.

تیم اطلاعات را برای آمادگی ارائه گردآوری می‌کند.

the researcher collates findings from multiple studies.

محقق یافته‌ها را از مطالعات متعدد گردآوری می‌کند.

she collates the statistics to create a comprehensive report.

او آمارها را برای تهیه گزارش جامع گردآوری می‌کند.

the editor collates articles for the upcoming magazine issue.

ویراستار مقالات را برای شماره مجله آینده گردآوری می‌کند.

the committee collates suggestions from members for improvement.

کمیته پیشنهادات اعضا را برای بهبود گردآوری می‌کند.

the analyst collates market trends to inform business strategy.

تحلیلگر روند بازار را برای اطلاع‌رسانی به استراتژی کسب‌وکار گردآوری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید