| جمع | colleages |
i discussed the project with my colleague yesterday.
من روز گذشته با همکارم در مورد پروژه بحث کردم.
my colleague helped me finish the report on time.
همکارم به من کمک کرد تا گزارش را به موقع تمام کنم.
the colleague across the hall is very friendly.
همکاری که در سمت دیگر گالری است بسیار دوستانه است.
our team welcomed a new colleague last week.
تیم ما یک همکار جدید را هفته گذشته خوش آمد گویی کرد.
i consulted with a senior colleague about the problem.
من در مورد این مشکل با یک همکار بازنشسته مشورت کردم.
my colleague recommended this restaurant to me.
همکارم این رستوران را به من توصیه کرد.
we often collaborate with colleagues from other departments.
ما اغلب با همکاران از دیگر بخشها همکاری میکنیم.
the colleague who sits next to me is very supportive.
همکاری که کنار من نشسته بسیار حمایتگر است.
i trust my colleague with confidential information.
من اطلاعات محرمانه را به همکارم اعتماد میکنم.
my longtime colleague retired last month.
همکار من که از دیرباز همکاری میکرد ماه گذشته بازنشسته شد.
the colleague suggested a better approach to solve this issue.
همکار پیشنهاد بهتری برای حل این مسئله داد.
i met with several colleagues to discuss the quarterly goals.
من با چند همکار برای بحث در مورد اهداف فصلی دیدار کردم.
my colleague asked me to review the document before the meeting.
همکارم از من خواست تا قبل از جلسه مدرک را بررسی کنم.
our colleagues celebrated her promotion with a small party.
همکاران ما با یک جشنچه کوچک به ارتقاء او تبریک گفتند.
i discussed the project with my colleague yesterday.
من روز گذشته با همکارم در مورد پروژه بحث کردم.
my colleague helped me finish the report on time.
همکارم به من کمک کرد تا گزارش را به موقع تمام کنم.
the colleague across the hall is very friendly.
همکاری که در سمت دیگر گالری است بسیار دوستانه است.
our team welcomed a new colleague last week.
تیم ما یک همکار جدید را هفته گذشته خوش آمد گویی کرد.
i consulted with a senior colleague about the problem.
من در مورد این مشکل با یک همکار بازنشسته مشورت کردم.
my colleague recommended this restaurant to me.
همکارم این رستوران را به من توصیه کرد.
we often collaborate with colleagues from other departments.
ما اغلب با همکاران از دیگر بخشها همکاری میکنیم.
the colleague who sits next to me is very supportive.
همکاری که کنار من نشسته بسیار حمایتگر است.
i trust my colleague with confidential information.
من اطلاعات محرمانه را به همکارم اعتماد میکنم.
my longtime colleague retired last month.
همکار من که از دیرباز همکاری میکرد ماه گذشته بازنشسته شد.
the colleague suggested a better approach to solve this issue.
همکار پیشنهاد بهتری برای حل این مسئله داد.
i met with several colleagues to discuss the quarterly goals.
من با چند همکار برای بحث در مورد اهداف فصلی دیدار کردم.
my colleague asked me to review the document before the meeting.
همکارم از من خواست تا قبل از جلسه مدرک را بررسی کنم.
our colleagues celebrated her promotion with a small party.
همکاران ما با یک جشنچه کوچک به ارتقاء او تبریک گفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید