collied eyes
چشمهای ضربدرضرب
collied fur
پوشش ضربدرضرب
collied coat
پوشش ضربدرضرب
collied patterns
الگوهای ضربدرضرب
collied markings
علامتهای ضربدرضرب
collied texture
بافت ضربدرضرب
collied breed
نژاد ضربدرضرب
collied design
طراحی ضربدرضرب
collied elements
عناصر ضربدرضرب
collied style
سبک ضربدرضرب
our schedules collied, so we had to reschedule the meeting.
برنامههای ما با هم تداخل داشتند، بنابراین مجبور شدیم زمان جلسه را تغییر دهیم.
the cars collied at the intersection, causing a traffic jam.
ماشینها در تقاطع برخورد کردند و باعث ایجاد ترافیک شدند.
two teams collied in the finals of the championship.
دو تیم در فینال مسابقات با هم برخورد کردند.
when their opinions collied, a heated debate ensued.
وقتی نظرات آنها با هم تداخل داشت، بحثی داغ در گرفت.
the ideas from different departments collied during the project.
ایدههای بخشهای مختلف در طول پروژه با هم تداخل داشتند.
the dancers collied on stage, but they quickly recovered.
رقصورها روی صحنه با هم برخورد کردند، اما به سرعت خود را بازیابی کردند.
when cultures collied, it often leads to innovation.
وقتی فرهنگها با هم تداخل داشتند، اغلب منجر به نوآوری میشود.
the two stories collied in a surprising twist.
دو داستان در یک پیچش غیرمنتظره با هم تداخل داشتند.
the interests of the two parties collied during the negotiations.
منافع دو طرف در طول مذاکرات با هم تداخل داشتند.
as the plans collied, we had to find a compromise.
همانطور که برنامهها با هم تداخل داشتند، مجبور شدیم به مصالحهای برسیم.
collied eyes
چشمهای ضربدرضرب
collied fur
پوشش ضربدرضرب
collied coat
پوشش ضربدرضرب
collied patterns
الگوهای ضربدرضرب
collied markings
علامتهای ضربدرضرب
collied texture
بافت ضربدرضرب
collied breed
نژاد ضربدرضرب
collied design
طراحی ضربدرضرب
collied elements
عناصر ضربدرضرب
collied style
سبک ضربدرضرب
our schedules collied, so we had to reschedule the meeting.
برنامههای ما با هم تداخل داشتند، بنابراین مجبور شدیم زمان جلسه را تغییر دهیم.
the cars collied at the intersection, causing a traffic jam.
ماشینها در تقاطع برخورد کردند و باعث ایجاد ترافیک شدند.
two teams collied in the finals of the championship.
دو تیم در فینال مسابقات با هم برخورد کردند.
when their opinions collied, a heated debate ensued.
وقتی نظرات آنها با هم تداخل داشت، بحثی داغ در گرفت.
the ideas from different departments collied during the project.
ایدههای بخشهای مختلف در طول پروژه با هم تداخل داشتند.
the dancers collied on stage, but they quickly recovered.
رقصورها روی صحنه با هم برخورد کردند، اما به سرعت خود را بازیابی کردند.
when cultures collied, it often leads to innovation.
وقتی فرهنگها با هم تداخل داشتند، اغلب منجر به نوآوری میشود.
the two stories collied in a surprising twist.
دو داستان در یک پیچش غیرمنتظره با هم تداخل داشتند.
the interests of the two parties collied during the negotiations.
منافع دو طرف در طول مذاکرات با هم تداخل داشتند.
as the plans collied, we had to find a compromise.
همانطور که برنامهها با هم تداخل داشتند، مجبور شدیم به مصالحهای برسیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید