herded

[ایالات متحده]/hɜːdɪd/
[بریتانیا]/hɜrdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از herd

عبارات و ترکیب‌ها

herded cattle

گله‌های رانده شده

herded sheep

گله‌های بره

herded together

با هم رانده شدند

herded into

وارد...رانده شدند

herded away

دور رانده شدند

herded off

دور رانده شدند

herded back

به عقب رانده شدند

herded crowds

گروه‌های رانده شده

herded groups

گروه‌های رانده شده

herded animals

حیوانات رانده شده

جملات نمونه

the sheep were herded into the pen by the dog.

گوسفندان توسط سگ به داخل انبار هدایت شدند.

the children were herded into the classroom after recess.

بچه‌ها پس از وقفه به داخل کلاس درس هدایت شدند.

they herded the cattle across the river.

آنها گاوها را از رودخانه عبور دادند.

the volunteers herded the refugees to safety.

داوطلبان پناهندگان را به سمت امنیت هدایت کردند.

during the festival, people herded into the main square.

در طول جشنواره، مردم به سمت میدان اصلی هدایت شدند.

farmers herded the goats back to the barn.

کشاورزان بزها را به سمت انبار بازگرداندند.

the coach herded the players onto the bus.

مربی بازیکنان را به سمت اتوبوس هدایت کرد.

they herded the ducks into the pond.

آنها اردک‌ها را به سمت برکه هدایت کردند.

the tour guide herded the tourists through the museum.

راهنمای تور گردشگران را از طریق موزه هدایت کرد.

the police herded the crowd away from the scene.

پلیس جمعیت را از صحنه دور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید