colluding

[ایالات متحده]/kəˈluːdɪŋ/
[بریتانیا]/kəˈluːdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل توطئه یا دسیسه با دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

colluding partners

همکاران توطئه‌گر

colluding companies

شرکت‌های توطئه‌گر

colluding officials

مسئولین توطئه‌گر

colluding factions

گروه‌های توطئه‌گر

colluding groups

گروه‌های توطئه‌گر

colluding entities

واحدهای توطئه‌گر

colluding individuals

افراد توطئه‌گر

colluding interests

منافع توطئه‌گر

colluding networks

شبکه‌های توطئه‌گر

colluding organizations

سازمان‌های توطئه‌گر

جملات نمونه

the two companies are colluding to fix prices.

دو شرکت در حال تبانی برای تعیین قیمت هستند.

they were accused of colluding with foreign agents.

از آنها به اتهام تبانی با عوامل خارجی متهم شدند.

colluding with rivals can lead to serious consequences.

تبانی با رقبای کاری می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

the investigation revealed that officials were colluding.

تحقیقات نشان داد که مقامات در حال تبانی بودند.

they denied colluding to undermine the election.

آنها اتهام تبانی برای تضعیف انتخابات را رد کردند.

colluding in secret can damage trust among partners.

تبانی مخفیانه می‌تواند اعتماد بین شرکا را خدشه‌دار کند.

it's illegal to be colluding in such activities.

تبانی در چنین فعالیت‌هایی غیرقانونی است.

they were found colluding to manipulate the market.

آنها در حال تبانی برای دستکاری بازار کشف شدند.

colluding with others to commit fraud is a crime.

تبانی با دیگران برای ارتکاب کلاهبرداری یک جرم است.

the report suggested that they had been colluding for years.

گزارش نشان داد که آنها سال‌ها در حال تبانی بوده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید