competing

[ایالات متحده]/kəmˈpiːtɪŋ/
[بریتانیا]/kəmˈpitɪŋ/

ترجمه

adj. مورد منازعه یا مخالف
v. فعل استمراری از compete

عبارات و ترکیب‌ها

competing fiercely

رقابت شدید

competing markets

بازارهای رقابتی

competing for

رقابت برای

competing interests

منافع متضاد

competed strongly

به شدت رقابت کرد

competing teams

تیم‌های رقیب

competing against

رقابت با

competing bidder

شرکت‌کننده رقیب

competing views

دیدگاه‌های متضاد

competing product

محصول رقیب

جملات نمونه

several companies are competing for the contract.

چندین شرکت برای کسب قرارداد با یکدیگر رقابت می‌کنند.

the two teams are competing fiercely for the championship.

دو تیم به شدت برای قهرمانی با یکدیگر رقابت می‌کنند.

she is competing against her previous personal best.

او در حال رقابت با بهترین رکورد شخصی خود است.

they are competing with each other for market share.

آنها برای سهم بازار با یکدیگر رقابت می‌کنند.

the candidates are competing for votes in the election.

نامزدها برای کسب رای در انتخابات با یکدیگر رقابت می‌کنند.

our product is competing effectively in the global market.

محصول ما به طور موثر در بازار جهانی با دیگران رقابت می‌کند.

the athletes are competing at the highest level.

ورزشکاران در بالاترین سطح با یکدیگر رقابت می‌کنند.

he is competing in the 100-meter sprint.

او در دوی 100 متری شرکت می‌کند.

the two brands are competing on price and quality.

دو برند بر سر قیمت و کیفیت با یکدیگر رقابت می‌کنند.

they are competing to attract new customers.

آنها برای جذب مشتریان جدید با یکدیگر رقابت می‌کنند.

the software is competing with established industry leaders.

نرم‌افزار با رهبران صنعت شناخته‌شده رقابت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید