collusive

[ایالات متحده]/kəˈluːsɪv/
[بریتانیا]/kəˈluːsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل همکاری مخفیانه برای یک هدف تقلبی

عبارات و ترکیب‌ها

collusive behavior

رفتار تبانی

collusive agreement

توافق تبانی

جملات نمونه

The striking development is not that the veracity of some is open to doubt, but that this forgivingly collusive arrangement has now broken down: not the fact of lying, but the naming of it.

توسعه چشمگیر این نیست که صحت برخی از آنها مورد تردید است، بلکه این توافقنامه سازش کارانه که به سختی بخشیده شده است، اکنون از هم پاشیده است: نه خودِ دروغگویی، بلکه نامیدن آن.

allegations of collusive practices

اتهامات مربوط به اعمال تبانی

suspected of being collusive

مشکوک به تبانی

accused of collusive behavior

متهم به رفتار تبانی

نمونه‌های واقعی

It can be traced through Antonin Artaud's interwar " theatre of cruelty" —which aimed to unsettle viewers with sound and light—to Shakespeare's collusive jokes about mad Englishmen, all the way back to the origins of Greek drama in religious rites.

می‌توان ردی از آن در تئاتر بی‌رحسی آنتونی آرتود در میان جنگ‌ها دنبال کرد —که هدف آن آشفته کردن تماشاگران با صدا و نور بود—تا شوخی‌های همدستی ویلیام شکسپیر درباره انگلیسی‌های دیوانه، و بازگشت به ریشه‌های نمایشی یونان باستان در آیین‌های مذهبی.

منبع: The Economist Culture

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید