| جمع | conspiracies |
conspiracy theory
نظریه توطئه
conspiracy of silence
توطئه سکوت
a conspiracy of silence
توطئه سکوت
a conspiracy to destroy the government.
توطئهای برای نابودی دولت.
a conspiracy to seize the throne
توطئهای برای تصاحب تاج و تخت
we got done for conspiracy to cause GBH.
ما به دلیل توطئه برای ایجاد آسیب جدی بدنی مجازات شدیم.
The conspiracy of the assissination of the president was brought to light in time.
توطئه ترور رئیس جمهور به موقع آشکار شد.
The men were found guilty of conspiracy to murder.
مردان به دلیل توطئه برای قتل گناهکار شناخته شدند.
riot and conspiracy charges should be brought against them.
اتهام شورش و توطئه باید علیه آنها مطرح شود.
they were cleared of conspiracy to pervert the course of justice.
آنها از اتهام توطئه برای تحریف روند اجرای عدالت تبرئه شدند.
he is charged with conspiracy to commit criminal damage.
او به اتهام توطئه برای ایجاد خسارت عمدی متهم است.
he denies conspiracy to cheat the taxman.
او اتهام توطئه برای فریب دادن بازرس مالیات را انکار میکند.
a conspiracy of wind and tide that devastated coastal areas.
توطئهای از باد و جزر و مدی که مناطق ساحلی را ویران کرد.
Several generals formed a conspiracy to overthrow the government.
چند ژنرال برای سرنگونی دولت توطئهای را شکل دادند.
She was convicted on an indictment for conspiracy.
او به اتهام توطئه محکوم شد.
He was charged with conspiracy to suborn witnesses.
او به اتهام توطئه برای رشوه دادن به شهود متهم شد.
she created conspiracy theories out of the whole cloth.
او نظریههای توطئه را از هیچجا ساخت.
a conspiracy that was nipped in the bud by the police.See Synonyms at blast
توطئهای که توسط پلیس در ابتدای کار متوقف شد.برای یافتن مترادفها به انفجار مراجعه کنید
seven men admitted conspiracy, an eighth admitted assisting an offender.
هفت مرد به توطئه اعتراف کردند، هشتمی به کمک به یک متخلف اعتراف کرد.
Conspiracy theories in Moscow about who killed Mr Litvinenko have reached a pitch of dialecticism that is scarcely intelligible to outsiders.
نظریههای توطئه در مسکو در مورد اینکه چه کسی آقای لیتویننکو را به قتل رساند، به سطحی از دیالکتیک رسیده است که برای افراد خارج از این کشور تقریباً غیرقابل درک است.
As no one was ever convicted of the murders, it is widely believed that there may have been a conspiracy of silence maintained by the victims’ friends and families.
از آنجایی که هیچکس هرگز به اتهام قتل محکوم نشده است، این باور عمومی وجود دارد که ممکن است توطئهای از سکوت توسط دوستان و خانوادههای قربانیان حفظ شده باشد.
conspiracy theory
نظریه توطئه
conspiracy of silence
توطئه سکوت
a conspiracy of silence
توطئه سکوت
a conspiracy to destroy the government.
توطئهای برای نابودی دولت.
a conspiracy to seize the throne
توطئهای برای تصاحب تاج و تخت
we got done for conspiracy to cause GBH.
ما به دلیل توطئه برای ایجاد آسیب جدی بدنی مجازات شدیم.
The conspiracy of the assissination of the president was brought to light in time.
توطئه ترور رئیس جمهور به موقع آشکار شد.
The men were found guilty of conspiracy to murder.
مردان به دلیل توطئه برای قتل گناهکار شناخته شدند.
riot and conspiracy charges should be brought against them.
اتهام شورش و توطئه باید علیه آنها مطرح شود.
they were cleared of conspiracy to pervert the course of justice.
آنها از اتهام توطئه برای تحریف روند اجرای عدالت تبرئه شدند.
he is charged with conspiracy to commit criminal damage.
او به اتهام توطئه برای ایجاد خسارت عمدی متهم است.
he denies conspiracy to cheat the taxman.
او اتهام توطئه برای فریب دادن بازرس مالیات را انکار میکند.
a conspiracy of wind and tide that devastated coastal areas.
توطئهای از باد و جزر و مدی که مناطق ساحلی را ویران کرد.
Several generals formed a conspiracy to overthrow the government.
چند ژنرال برای سرنگونی دولت توطئهای را شکل دادند.
She was convicted on an indictment for conspiracy.
او به اتهام توطئه محکوم شد.
He was charged with conspiracy to suborn witnesses.
او به اتهام توطئه برای رشوه دادن به شهود متهم شد.
she created conspiracy theories out of the whole cloth.
او نظریههای توطئه را از هیچجا ساخت.
a conspiracy that was nipped in the bud by the police.See Synonyms at blast
توطئهای که توسط پلیس در ابتدای کار متوقف شد.برای یافتن مترادفها به انفجار مراجعه کنید
seven men admitted conspiracy, an eighth admitted assisting an offender.
هفت مرد به توطئه اعتراف کردند، هشتمی به کمک به یک متخلف اعتراف کرد.
Conspiracy theories in Moscow about who killed Mr Litvinenko have reached a pitch of dialecticism that is scarcely intelligible to outsiders.
نظریههای توطئه در مسکو در مورد اینکه چه کسی آقای لیتویننکو را به قتل رساند، به سطحی از دیالکتیک رسیده است که برای افراد خارج از این کشور تقریباً غیرقابل درک است.
As no one was ever convicted of the murders, it is widely believed that there may have been a conspiracy of silence maintained by the victims’ friends and families.
از آنجایی که هیچکس هرگز به اتهام قتل محکوم نشده است، این باور عمومی وجود دارد که ممکن است توطئهای از سکوت توسط دوستان و خانوادههای قربانیان حفظ شده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید