collywobbles

[ایالات متحده]/ˈkɒliˌwɒbəlz/
[بریتانیا]/ˈkɑliˌwɑbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد شکم; ناراحتی معده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

collywobbles attack

حمله کوللی‌وبلز

feeling collywobbles

احساس کوللی‌وبلز

collywobbles moment

لحظه کوللی‌وبلز

collywobbles sensation

احساس کوللی‌وبلز

collywobbles feeling

احساس کوللی‌وبلز

collywobbles nerves

اعصاب کوللی‌وبلز

avoid collywobbles

اجتناب از کوللی‌وبلز

collywobbles kick

ضربه کوللی‌وبلز

get collywobbles

گرفتن کوللی‌وبلز

جملات نمونه

before the big presentation, i had a bad case of the collywobbles.

قبل از ارائه بزرگ، من یک مورد شدید از ترس و اضطراب داشتم.

she always gets the collywobbles before an exam.

او همیشه قبل از امتحان دچار ترس و اضطراب می شود.

his collywobbles were evident as he walked onto the stage.

ترس و اضطراب او زمانی که روی صحنه راه می رفت آشکار بود.

despite his collywobbles, he delivered an excellent speech.

با وجود ترس و اضطرابش، او یک سخنرانی عالی ارائه داد.

the thought of skydiving gave her the collywobbles.

فکر کردن به پرش با چتر، باعث ترس و اضطراب او شد.

he tried to calm his collywobbles by taking deep breaths.

او سعی کرد با نفس عمیق کشیدن ترس و اضطراب خود را آرام کند.

collywobbles are common before a first date.

ترس و اضطراب قبل از قرار ملاقات اولی رایج است.

she felt the collywobbles kick in as the deadline approached.

با نزدیک شدن مهلت مقرر، او احساس کرد که ترس و اضطراب شروع به اثرگذاری کرده است.

his collywobbles were a sign of his excitement.

ترس و اضطراب او نشانه ای از هیجان او بود.

when she saw the crowd, the collywobbles hit her hard.

وقتی جمعیت را دید، ترس و اضطراب به او ضربه زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید