collywobbles attack
حمله کوللیوبلز
feeling collywobbles
احساس کوللیوبلز
collywobbles moment
لحظه کوللیوبلز
collywobbles sensation
احساس کوللیوبلز
collywobbles feeling
احساس کوللیوبلز
collywobbles nerves
اعصاب کوللیوبلز
avoid collywobbles
اجتناب از کوللیوبلز
collywobbles kick
ضربه کوللیوبلز
get collywobbles
گرفتن کوللیوبلز
before the big presentation, i had a bad case of the collywobbles.
قبل از ارائه بزرگ، من یک مورد شدید از ترس و اضطراب داشتم.
she always gets the collywobbles before an exam.
او همیشه قبل از امتحان دچار ترس و اضطراب می شود.
his collywobbles were evident as he walked onto the stage.
ترس و اضطراب او زمانی که روی صحنه راه می رفت آشکار بود.
despite his collywobbles, he delivered an excellent speech.
با وجود ترس و اضطرابش، او یک سخنرانی عالی ارائه داد.
the thought of skydiving gave her the collywobbles.
فکر کردن به پرش با چتر، باعث ترس و اضطراب او شد.
he tried to calm his collywobbles by taking deep breaths.
او سعی کرد با نفس عمیق کشیدن ترس و اضطراب خود را آرام کند.
collywobbles are common before a first date.
ترس و اضطراب قبل از قرار ملاقات اولی رایج است.
she felt the collywobbles kick in as the deadline approached.
با نزدیک شدن مهلت مقرر، او احساس کرد که ترس و اضطراب شروع به اثرگذاری کرده است.
his collywobbles were a sign of his excitement.
ترس و اضطراب او نشانه ای از هیجان او بود.
when she saw the crowd, the collywobbles hit her hard.
وقتی جمعیت را دید، ترس و اضطراب به او ضربه زد.
collywobbles attack
حمله کوللیوبلز
feeling collywobbles
احساس کوللیوبلز
collywobbles moment
لحظه کوللیوبلز
collywobbles sensation
احساس کوللیوبلز
collywobbles feeling
احساس کوللیوبلز
collywobbles nerves
اعصاب کوللیوبلز
avoid collywobbles
اجتناب از کوللیوبلز
collywobbles kick
ضربه کوللیوبلز
get collywobbles
گرفتن کوللیوبلز
before the big presentation, i had a bad case of the collywobbles.
قبل از ارائه بزرگ، من یک مورد شدید از ترس و اضطراب داشتم.
she always gets the collywobbles before an exam.
او همیشه قبل از امتحان دچار ترس و اضطراب می شود.
his collywobbles were evident as he walked onto the stage.
ترس و اضطراب او زمانی که روی صحنه راه می رفت آشکار بود.
despite his collywobbles, he delivered an excellent speech.
با وجود ترس و اضطرابش، او یک سخنرانی عالی ارائه داد.
the thought of skydiving gave her the collywobbles.
فکر کردن به پرش با چتر، باعث ترس و اضطراب او شد.
he tried to calm his collywobbles by taking deep breaths.
او سعی کرد با نفس عمیق کشیدن ترس و اضطراب خود را آرام کند.
collywobbles are common before a first date.
ترس و اضطراب قبل از قرار ملاقات اولی رایج است.
she felt the collywobbles kick in as the deadline approached.
با نزدیک شدن مهلت مقرر، او احساس کرد که ترس و اضطراب شروع به اثرگذاری کرده است.
his collywobbles were a sign of his excitement.
ترس و اضطراب او نشانه ای از هیجان او بود.
when she saw the crowd, the collywobbles hit her hard.
وقتی جمعیت را دید، ترس و اضطراب به او ضربه زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید