colonnaded

[ایالات متحده]/ˈkɒl.ə.neɪd/
[بریتانیا]/ˈkɑː.lə.neɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ردیفی از ستون‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

colonnaded hall

تالار ستون‌دار

colonnaded street

خیابان ستون‌دار

colonnaded walkway

مسیر ستون‌دار

colonnaded courtyard

حیاط ستون‌دار

colonnaded terrace

تراس ستون‌دار

colonnaded gallery

گالری ستون‌دار

colonnaded entrance

ورودی ستون‌دار

colonnaded pavilion

برج ستون‌دار

colonnaded portico

دربگاه ستون‌دار

colonnaded plaza

میدان ستون‌دار

جملات نمونه

the ancient temple is famous for its colonnaded entrance.

معبد باستانی به دلیل ورودی ستون‌دارش مشهور است.

we walked through the colonnaded courtyard, enjoying the shade.

ما در حیاط ستون‌دار قدم زدیم و از سایه لذت بردیم.

the colonnaded walkway leads to the beautiful gardens.

مسیر ستون‌دار به باغ‌های زیبا منتهی می‌شود.

she admired the colonnaded hall filled with historical artifacts.

او تالار ستون‌دار پر از آثار باستانی را تحسین کرد.

the museum's colonnaded facade attracts many visitors.

نمای ستون‌دار موزه بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب می‌کند.

during the summer, the colonnaded terrace is a popular gathering spot.

در طول تابستان، ایوان ستون‌دار یک مکان گردهمایی محبوب است.

they hosted a gala in the colonnaded ballroom.

آنها یک گالا در تالار رقص ستون‌دار برگزار کردند.

the colonnaded structure symbolizes ancient architectural brilliance.

ساختار ستون‌دار نماد درخشندگی معماری باستانی است.

he took a photo of the colonnaded street at sunset.

او از خیابان ستون‌دار در هنگام غروب خورشید عکس گرفت.

the city's colonnaded squares are perfect for outdoor events.

میدان‌های ستون‌دار شهر برای برگزاری رویدادهای فضای باز عالی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید