combativenesses

[ایالات متحده]/ˌkɒm.bæt.ɪv.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˌkɑːm.bæt.ɪv.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت جنگجویانه یا تهاجمی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high combativenesses

سطح بالای جنگندگی

increased combativenesses

افزایش جنگندگی

social combativenesses

جنگندگی اجتماعی

excessive combativenesses

جنگندگی بیش از حد

verbal combativenesses

جنگندگی کلامی

emotional combativenesses

جنگندگی عاطفی

physical combativenesses

جنگندگی فیزیکی

cultural combativenesses

جنگندگی فرهنگی

political combativenesses

جنگندگی سیاسی

competitive combativenesses

جنگندگی رقابتی

جملات نمونه

her combativenesses often lead to heated debates.

خشونت‌های او اغلب منجر به بحث‌های داغ می‌شود.

in sports, combativenesses can be an asset.

در ورزش، خشونت می‌تواند یک دارایی باشد.

his combativenesses were evident during the negotiations.

خشونت‌های او در طول مذاکرات آشکار بود.

combativenesses can sometimes hinder teamwork.

خشونت گاهی اوقات می‌تواند کار گروهی را مختل کند.

the team's combativenesses helped them win the championship.

خشونت‌های تیم به آنها کمک کرد تا قهرمانی را بدست آورند.

she managed her combativenesses to maintain friendships.

او خشونت‌های خود را مدیریت کرد تا دوستی‌ها را حفظ کند.

his combativenesses are well-known in the industry.

خشونت‌های او در این صنعت به خوبی شناخته شده است.

combativenesses can be both a strength and a weakness.

خشونت می‌تواند هم یک نقطه قوت و هم یک نقطه ضعف باشد.

they appreciated her combativenesses in the face of challenges.

آنها از خشونت‌های او در برابر چالش‌ها قدردانی کردند.

his combativenesses often resulted in conflict.

خشونت‌های او اغلب منجر به درگیری می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید