combinatoric

[ایالات متحده]/ˌkɒmbɪˈnətərɪk/
[بریتانیا]/ˌkɑːmbɪˈnətɪk/

ترجمه

adj. مربوط به شاخه‌ای از ریاضیات که با ترکیب اشیاء سر و کار دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

combinatoric analysis

تجزیه ترکیبی

combinatoric problem

مسئله ترکیبی

combinatoric design

طراحی ترکیبی

combinatoric optimization

بهینه‌سازی ترکیبی

combinatoric explosion

انفجار ترکیبی

combinatoric logic

منطق ترکیبی

combinatoric structures

ساختارهای ترکیبی

combinatoric algorithms

الگوریتم‌های ترکیبی

combinatoric game

بازی ترکیبی

combinatoric functions

توابع ترکیبی

جملات نمونه

combinatoric problems often require creative solutions.

مشکلات ترکیبیاتی اغلب به راه حل‌های خلاقانه نیاز دارند.

the field of combinatoric mathematics is fascinating.

حوزه ریاضیات ترکیبیاتی جذاب است.

she enjoys solving combinatoric puzzles in her free time.

او از حل کردن پازل‌های ترکیبیاتی در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

combinatoric algorithms can optimize complex processes.

الگوریتم‌های ترکیبیاتی می‌توانند فرآیندهای پیچیده را بهینه‌سازی کنند.

understanding combinatoric principles is essential for computer science.

درک اصول ترکیبیاتی برای علوم کامپیوتر ضروری است.

the combinatoric nature of the problem makes it challenging.

ماهیت ترکیبیاتی مسئله آن را چالش‌برانگیز می‌کند.

she wrote a paper on combinatoric game theory.

او مقاله‌ای در مورد نظریه بازی‌های ترکیبیاتی نوشت.

combinatoric techniques are used in statistical analysis.

تکنیک‌های ترکیبیاتی در تجزیه و تحلیل آماری استفاده می‌شوند.

he has a strong background in combinatoric optimization.

او دارای پیشینه قوی در بهینه‌سازی ترکیبیاتی است.

learning combinatoric strategies can improve your problem-solving skills.

یادگیری استراتژی‌های ترکیبیاتی می‌تواند مهارت‌های حل مسئله شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید