compositional

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ترکیب; مربوط به عمل قرار دادن یا ایجاد کردن; مربوط به خلق موسیقی یا هنر.

عبارات و ترکیب‌ها

compositional analysis

تجزیه و تحلیل ترکیبی

compositional complexity

پیچیدگی ترکیبی

جملات نمونه

compositional skills are essential for writing music

مهارت‌های ساختاری برای نوشتن موسیقی ضروری هستند.

a compositional approach to design

یک رویکرد ساختاری به طراحی

compositional analysis of the painting

تحلیل ساختاری نقاشی

compositional elements in photography

عناصر ساختاری در عکاسی

compositional structure of a poem

ساختار ساختاری یک شعر

compositional changes in the ecosystem

تغییرات ساختاری در اکوسیستم

compositional variations in the music

تغییرات ساختاری در موسیقی

compositional techniques in film editing

تکنیک‌های ساختاری در تدوین فیلم

compositional skills in graphic design

مهارت‌های ساختاری در طراحی گرافیک

compositional analysis of literature

تحلیل ساختاری ادبیات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید