comedic

[ایالات متحده]/kəˈmiːdɪk/
[بریتانیا]/kəˈmiːdɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کمدی

عبارات و ترکیب‌ها

comedic timing

زمان‌بندی کمدی

comedic relief

تخلیه طنز

comedic genius

هوش کمدی

comedic performance

اجرای کمدی

comedic style

سبک کمدی

comedic actor

بازیگر کمدی

comedic sketch

اسکچ کمدی

comedic writing

نوشتن کمدی

comedic effect

اثر کمدی

comedic insight

بینش کمدی

جملات نمونه

his comedic timing is impeccable.

زمان‌بندی کمدی او بی‌نقص است.

she has a comedic flair that captivates audiences.

او یک سبک کمدی دارد که مخاطبان را مجذوب می کند.

the movie is filled with comedic moments.

فیلم پر از لحظات خنده‌دار است.

they performed a comedic skit at the talent show.

آنها یک نمایش کمدی در نمایش استعداد اجرا کردند.

his comedic genius is evident in every performance.

هوش کمدی او در هر اجرا آشکار است.

she writes comedic scripts for television.

او فیلمنامه های کمدی برای تلویزیون می نویسد.

the stand-up comedian delivered a comedic routine.

کمدین استندآپ یک برنامه کمدی ارائه داد.

they enjoyed a night of comedic entertainment.

آنها یک شب سرگرمی کمدی را از خود داشتند.

his comedic style blends satire and slapstick.

سبک کمدی او ترکیبی از هجو و خنگی است.

the show features a mix of comedic and dramatic scenes.

نمایش شامل ترکیبی از صحنه های کمدی و دراماتیک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید