comedown

[ایالات متحده]/'kʌmdaʊn/
[بریتانیا]/'kʌmdaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاهش، از دست دادن
Word Forms
جمعcomedowns

جملات نمونه

Patrol duty? Bit of a comedown for a sergeant.

وظیفه گشت‌زنی؟ کمی افتخار برای یک سارجنت.

As the falsificationism appeared, the comedown of the verificationism's economic methodology was already an irresistible trend.

با ظهور ساختگی‌گرایی، سقوط روش‌شناسی اقتصادی تأییدگرایی از قبل به یک روند غیرقابل‌مقاومه تبدیل شده بود.

After the party, she experienced a comedown from the excitement.

بعد از مهمانی، او از هیجان دچار افت شد.

He suffered a comedown when he realized he didn't get the job.

وقتی متوجه شد که شغل را به دست نیاورده بود، دچار افت شد.

The comedown after a vacation can be tough.

افت بعد از تعطیلات می‌تواند سخت باشد.

She felt a comedown after the adrenaline rush of skydiving.

بعد از هورمون آدرنالین پرش با چتر، او دچار افت شد.

The comedown after achieving a goal can be unexpected.

افت بعد از دستیابی به یک هدف می‌تواند غیرمنتظره باشد.

He experienced a comedown after the high of winning the championship.

بعد از اوج گرفتن برد مسابقات، او دچار افت شد.

The comedown from a sugar rush can leave you feeling drained.

افت بعد از یک افزایش قند می‌تواند باعث احساس خستگی شود.

She felt a comedown after the thrill of bungee jumping wore off.

بعد از اینکه هیجان پرش با طناب از بین رفت، او دچار افت شد.

The comedown from a caffeine high can lead to fatigue.

افت بعد از یک افزایش کافئین می‌تواند منجر به خستگی شود.

He experienced a comedown after the excitement of buying a new car faded.

بعد از اینکه هیجان خرید یک ماشین جدید از بین رفت، او دچار افت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید