comfit

[ایالات متحده]/ˈkʌmfɪt/
[بریتانیا]/ˈkʌmfɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی میوه شیرین یا قند دار؛ آبنبات یا شیرینی، به ویژه شکلات با پر کردن مایع
Word Forms
جمعcomfits

عبارات و ترکیب‌ها

sweet comfit

آبنبات شیرین

spiced comfit

آبنبات دارچین‌دار

comfit box

جعبه آبنبات

comfit fruit

میوه آبنبات

comfit nuts

آبنبات با مغز

comfit candy

آبنبات

comfit recipe

دستور تهیه آبنبات

comfit making

تهیه آبنبات

comfit shop

فروشگاه آبنبات

comfit mixture

مخلوط آبنبات

جملات نمونه

they decided to comfit the guests with sweet treats.

آنها تصمیم گرفتند مهمانان را با خوراکی‌های شیرین نوازش کنند.

comfit your loved ones with thoughtful gifts.

خانواده‌تان را با هدایای معنی‌دار نوازش کنید.

she learned to comfit her friends during the holidays.

او یاد گرفت که دوستانش را در تعطیلات نوازش کند.

the chef aimed to comfit the diners with exquisite flavors.

سرآشپز قصد داشت با طعم‌های بی‌نظیر غذاخوری‌ها را نوازش کند.

they comfited the children with delicious snacks at the party.

آنها کودکان را در مهمانی با میان وعده‌های خوشمزه نوازش کردند.

to comfit the audience, the performer added a surprise element.

برای نوازش مخاطبان، مجری یک عنصر غافلگیری اضافه کرد.

he tried to comfit his colleagues with praise after the successful project.

او سعی کرد همکارانش را پس از پروژه موفق با تعریف و تمجید نوازش کند.

the committee aimed to comfit the participants with engaging activities.

کمیته قصد داشت با فعالیت‌های جذاب شرکت‌کنندگان را نوازش کند.

she wanted to comfit her guests with a lavish dinner.

او می‌خواست مهمانانش را با یک شام مجلل نوازش کند.

comfit your clients with exceptional service to build loyalty.

برای ایجاد وفاداری، مشتریان خود را با خدمات استثنایی نوازش کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید