| جمع | comfits |
sweet comfit
آبنبات شیرین
spiced comfit
آبنبات دارچیندار
comfit box
جعبه آبنبات
comfit fruit
میوه آبنبات
comfit nuts
آبنبات با مغز
comfit candy
آبنبات
comfit recipe
دستور تهیه آبنبات
comfit making
تهیه آبنبات
comfit shop
فروشگاه آبنبات
comfit mixture
مخلوط آبنبات
they decided to comfit the guests with sweet treats.
آنها تصمیم گرفتند مهمانان را با خوراکیهای شیرین نوازش کنند.
comfit your loved ones with thoughtful gifts.
خانوادهتان را با هدایای معنیدار نوازش کنید.
she learned to comfit her friends during the holidays.
او یاد گرفت که دوستانش را در تعطیلات نوازش کند.
the chef aimed to comfit the diners with exquisite flavors.
سرآشپز قصد داشت با طعمهای بینظیر غذاخوریها را نوازش کند.
they comfited the children with delicious snacks at the party.
آنها کودکان را در مهمانی با میان وعدههای خوشمزه نوازش کردند.
to comfit the audience, the performer added a surprise element.
برای نوازش مخاطبان، مجری یک عنصر غافلگیری اضافه کرد.
he tried to comfit his colleagues with praise after the successful project.
او سعی کرد همکارانش را پس از پروژه موفق با تعریف و تمجید نوازش کند.
the committee aimed to comfit the participants with engaging activities.
کمیته قصد داشت با فعالیتهای جذاب شرکتکنندگان را نوازش کند.
she wanted to comfit her guests with a lavish dinner.
او میخواست مهمانانش را با یک شام مجلل نوازش کند.
comfit your clients with exceptional service to build loyalty.
برای ایجاد وفاداری، مشتریان خود را با خدمات استثنایی نوازش کنید.
sweet comfit
آبنبات شیرین
spiced comfit
آبنبات دارچیندار
comfit box
جعبه آبنبات
comfit fruit
میوه آبنبات
comfit nuts
آبنبات با مغز
comfit candy
آبنبات
comfit recipe
دستور تهیه آبنبات
comfit making
تهیه آبنبات
comfit shop
فروشگاه آبنبات
comfit mixture
مخلوط آبنبات
they decided to comfit the guests with sweet treats.
آنها تصمیم گرفتند مهمانان را با خوراکیهای شیرین نوازش کنند.
comfit your loved ones with thoughtful gifts.
خانوادهتان را با هدایای معنیدار نوازش کنید.
she learned to comfit her friends during the holidays.
او یاد گرفت که دوستانش را در تعطیلات نوازش کند.
the chef aimed to comfit the diners with exquisite flavors.
سرآشپز قصد داشت با طعمهای بینظیر غذاخوریها را نوازش کند.
they comfited the children with delicious snacks at the party.
آنها کودکان را در مهمانی با میان وعدههای خوشمزه نوازش کردند.
to comfit the audience, the performer added a surprise element.
برای نوازش مخاطبان، مجری یک عنصر غافلگیری اضافه کرد.
he tried to comfit his colleagues with praise after the successful project.
او سعی کرد همکارانش را پس از پروژه موفق با تعریف و تمجید نوازش کند.
the committee aimed to comfit the participants with engaging activities.
کمیته قصد داشت با فعالیتهای جذاب شرکتکنندگان را نوازش کند.
she wanted to comfit her guests with a lavish dinner.
او میخواست مهمانانش را با یک شام مجلل نوازش کند.
comfit your clients with exceptional service to build loyalty.
برای ایجاد وفاداری، مشتریان خود را با خدمات استثنایی نوازش کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید