comfortablenesses

[ایالات متحده]/ˈkʌmftəblnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkʌmftərəblnəsəz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت راحتی بودن؛ راحتی

عبارات و ترکیب‌ها

various comfortablenesses exist

چندین راحتی وجود دارد

all comfortablenesses considered

همه راحتی‌ها در نظر گرفته شده‌اند

these comfortablenesses are clear

این راحتی‌ها واضح هستند

certain comfortablenesses matter

برخی راحتی‌ها اهمیت دارند

our shared comfortablenesses

راحتی‌های مشترک ما

mutual comfortablenesses apparent

راحتی‌های متقابل آشکار است

multiple comfortablenesses evident

چندین راحتی آشکار است

basic comfortablenesses exist

راحتی‌های پایه وجود دارد

true comfortablenesses present

راحتی‌های واقعی موجود هستند

real comfortablenesses available

راحتی‌های واقعی در دسترس هستند

جملات نمونه

hotel inspectors evaluate the various comfortablenesses of different room categories.

معاینکنندگان هتل میزان راحتی‌های مختلف را در دسته‌بندی‌های اتاق‌های مختلف ارزیابی می‌کنند.

she compared the comfortablenesses of several ergonomic chairs before buying.

او قبل از خرید، میزان راحتی‌های چند صندلی ارگونومیک را با هم مقایسه کرد.

the comfortablenesses of home become especially valued after long business trips.

میزان راحتی‌های خانه پس از سفرهای کاری طولانی به ویژه ارزشمند می‌شود.

anthropologists study how different societies prioritize distinct comfortablenesses.

antroپولوگیست‌ها میزان راحتی‌های متفاوت را در جوامع مختلف و چگونگی اولویت‌بندی آن‌ها مطالعه می‌کنند.

the counselor helped her identify the comfortablenesses that chronic stress had eroded.

مربی به او کمک کرد تا میزان راحتی‌هایی که توسط استرس مزمن تخریب شده بودند را شناسایی کند.

smart home designers must account for multiple comfortablenesses in modern living.

طراحان خانه هوشمند باید در زندگی مدرن به میزان راحتی‌های متعدد توجه کنند.

car manufacturers advertise the comfortablenesses of their latest vehicle models.

تولیدکنندگان خودرو میزان راحتی‌های مدل‌های جدید خودرو را تبلیغ می‌کنند.

he appreciated the unexpected comfortablenesses of the rustic mountain cabin.

او میزان راحتی‌های غیرمنتظره کابین کوهستانی ساده را ارزیابی کرد.

office productivity often depends on the comfortablenesses of workstations.

تولیدیت اداری اغلب به میزان راحتی‌های میز کار بستگی دارد.

seasonal comfortablenesses require adjusting our home environments throughout the year.

میزان راحتی‌های فصلی نیازمند تنظیم محیط زندگی خانه در طول سال است.

long-distance truckers learn to value small comfortablenesses on the road.

رانندگان کامیون‌های بلند مسافت یاد می‌گیرند که در راه میزان راحتی‌های کوچک را ارزش‌مند بدانند.

the relative comfortablenesses of apartment living versus house living sparks debate.

مقایسه میزان راحتی‌های زندگی در آپارتمان نسبت به زندگی در خانه بحث‌انگیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید