european commissaires
کمیسیونرهای اروپا
les commissaires
کمیسیونرها
commissaires division
بخش کمیسیونرها
chief commissaires
رئیس کمیسیونرها
meeting of commissaires
جلسه کمیسیونرها
commissaires report
گزارش کمیسیونرها
commissaires office
دفتر کمیسیونرها
board of commissaires
هیئت کمیسیونرها
commissaires general
کمیسیونر عمومی
senior commissaires
کمیسیونرهای فرمانده
the race jury appointed several new commissaires for the event.
هیئت داوران رقابت چند نفر از کمیسارهای جدید را برای رویداد منصوب کرد.
commissaires are responsible for ensuring all riders follow the rules.
کمیسارهای مسئول اطمینان حاصل کردن از اینکه تمام رانندگان قوانین را رعایت میکنند.
the commissaires closely monitored the riders during the sprint finish.
کمیسارهای در طول پایان رقابت سرعتی به دقت رانندگان را نظارت میکردند.
he has served as a uci commissaire for over a decade.
او به مدت بیش از ده سال به عنوان یک کمیسار UCI خدمت کرده است.
commissaires impose time penalties for various rule infractions.
کمیسارهای جریمههای زمانی را به دلیل نقضهای مختلف قوانین اعمال میکنند.
the panel of commissaires reviewed the video evidence carefully.
پنل کمیسارهای به دقت شواهد ویدئویی را بررسی کردند.
international commissaires supervised the prestigious cycling championship.
کمیسارهای بینالمللی رقابت معتبر دوچرخهسواری را نظارت میکردند.
the chief commissaire has the final say on all decisions.
کمیسار رئیس در تمام تصمیمات آخرین کلام را دارد.
commissaires checked each bicycle to ensure it met technical regulations.
کمیسارهای هر دوچرخه را بررسی کردند تا اطمینان حاصل شود که آنها با مقررات فنی مطابقت دارند.
riders must report to the commissaires before the start.
رانندگان باید قبل از شروع به کمیسارها گزارش دهند.
the commissaires confirmed the race results were accurate.
کمیسارهای نتایج رقابت را تأیید کردند که دقیق بودند.
commissaires inspected the course layout for safety hazards.
کمیسارهای طرح مسیر را برای خطرات ایمنی بررسی کردند.
european commissaires
کمیسیونرهای اروپا
les commissaires
کمیسیونرها
commissaires division
بخش کمیسیونرها
chief commissaires
رئیس کمیسیونرها
meeting of commissaires
جلسه کمیسیونرها
commissaires report
گزارش کمیسیونرها
commissaires office
دفتر کمیسیونرها
board of commissaires
هیئت کمیسیونرها
commissaires general
کمیسیونر عمومی
senior commissaires
کمیسیونرهای فرمانده
the race jury appointed several new commissaires for the event.
هیئت داوران رقابت چند نفر از کمیسارهای جدید را برای رویداد منصوب کرد.
commissaires are responsible for ensuring all riders follow the rules.
کمیسارهای مسئول اطمینان حاصل کردن از اینکه تمام رانندگان قوانین را رعایت میکنند.
the commissaires closely monitored the riders during the sprint finish.
کمیسارهای در طول پایان رقابت سرعتی به دقت رانندگان را نظارت میکردند.
he has served as a uci commissaire for over a decade.
او به مدت بیش از ده سال به عنوان یک کمیسار UCI خدمت کرده است.
commissaires impose time penalties for various rule infractions.
کمیسارهای جریمههای زمانی را به دلیل نقضهای مختلف قوانین اعمال میکنند.
the panel of commissaires reviewed the video evidence carefully.
پنل کمیسارهای به دقت شواهد ویدئویی را بررسی کردند.
international commissaires supervised the prestigious cycling championship.
کمیسارهای بینالمللی رقابت معتبر دوچرخهسواری را نظارت میکردند.
the chief commissaire has the final say on all decisions.
کمیسار رئیس در تمام تصمیمات آخرین کلام را دارد.
commissaires checked each bicycle to ensure it met technical regulations.
کمیسارهای هر دوچرخه را بررسی کردند تا اطمینان حاصل شود که آنها با مقررات فنی مطابقت دارند.
riders must report to the commissaires before the start.
رانندگان باید قبل از شروع به کمیسارها گزارش دهند.
the commissaires confirmed the race results were accurate.
کمیسارهای نتایج رقابت را تأیید کردند که دقیق بودند.
commissaires inspected the course layout for safety hazards.
کمیسارهای طرح مسیر را برای خطرات ایمنی بررسی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید