commodores

[ایالات متحده]/ˈkɒməˌdɔːz/
[بریتانیا]/ˈkɑːməˌdɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع کمدور؛ رتبه دریایی معادل یک کاپیتان ارشد؛ کاپیتان ارشد یک ناوگان تجاری؛ رئیس یک باشگاه قایق‌رانی

عبارات و ترکیب‌ها

commodores club

باشگاه کمودور

commodores reunion

همایش کمودور

commodores meeting

جلسه کمودور

commodores event

رویداد کمودور

commodores team

تیم کمودور

commodores association

انجمن کمودور

commodores leadership

رهبری کمودور

commodores network

شبکه کمودور

commodores awards

جوایز کمودور

commodores legacy

میراث کمودور

جملات نمونه

the commodores of the fleet gathered for a meeting.

فرماندهان ناوگان برای یک جلسه گرد هم آمدند.

commodores often play a crucial role in naval strategy.

فرماندهان اغلب نقش مهمی در استراتژی دریایی ایفا می کنند.

many commodores have extensive experience at sea.

بسیاری از فرماندهان تجربه گسترده ای در دریا دارند.

commodores are responsible for leading their respective divisions.

فرماندهان مسئولیت هدایت بخش های خود را بر عهده دارند.

he was promoted to commodore after years of service.

پس از سال ها خدمت، به درجه دریاستاد ارتقا یافت.

the commodores discussed the upcoming naval exercises.

فرماندهان در مورد تمرینات دریایی آتی بحث کردند.

she admired the leadership qualities of the commodores.

او از ویژگی های رهبری فرماندهان تحسین می کرد.

commodores must make critical decisions in challenging situations.

فرماندهان باید در شرایط دشوار تصمیمات مهمی بگیرند.

the commodores' conference was a great success.

کنفرانس فرماندهان بسیار موفقیت آمیز بود.

commodores often mentor junior officers in the navy.

فرماندهان اغلب افسران ارشدتر را در نیروی دریایی راهنمایی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید