commonweal

[ایالات متحده]/ˈkɒmənwiːl/
[بریتانیا]/ˈkɑːmənwiːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفاه جامعه; منفعت یا نفع عمومی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

commonweal service

خدمات رفاه عمومی

commonweal projects

پروژه‌های رفاه عمومی

commonweal efforts

تلاش‌های رفاه عمومی

commonweal purpose

هدف رفاه عمومی

commonweal good

خیر عمومی

commonweal initiatives

ابتکارات رفاه عمومی

commonweal programs

برنامه‌های رفاه عمومی

commonweal values

ارزش‌های رفاه عمومی

commonweal impact

تاثیر رفاه عمومی

commonweal fund

صندوق رفاه عمومی

جملات نمونه

the government should prioritize commonweal over personal interests.

دولت باید رفاه عمومی را بر منافع شخصی اولویت دهد.

many organizations work for the commonweal of society.

سازمان‌های زیادی برای رفاه جامعه تلاش می‌کنند.

philanthropy is essential for promoting the commonweal.

خیرخواهی برای ترویج رفاه عمومی ضروری است.

commonweal initiatives can improve community welfare.

ابتکارات رفاه عمومی می‌توانند به بهبود رفاه جامعه کمک کنند.

education is a vital part of the commonweal.

آموزش بخش مهمی از رفاه عمومی است.

volunteering contributes to the commonweal.

داوطلبی به رفاه عمومی کمک می‌کند.

we must invest in projects that enhance the commonweal.

ما باید در پروژه‌هایی که رفاه عمومی را ارتقا می‌دهند سرمایه‌گذاری کنیم.

environmental protection is crucial for the commonweal.

حفاظت از محیط زیست برای رفاه عمومی حیاتی است.

policies should reflect a commitment to the commonweal.

سیاست‌ها باید تعهد به رفاه عمومی را منعکس کنند.

supporting local businesses is beneficial for the commonweal.

حمایت از کسب و کارهای محلی برای رفاه عمومی مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید