active communicants
ارتباطکنندگان فعال
faithful communicants
ارتباطکنندگان وفادار
regular communicants
ارتباطکنندگان منظم
new communicants
ارتباطکنندگان جدید
baptized communicants
ارتباطکنندگان باجوانعمد
confirmed communicants
ارتباطکنندگان تأیید شده
adult communicants
ارتباطکنندگان بزرگسال
young communicants
ارتباطکنندگان جوان
communicants meeting
جلسه ارتباطکنندگان
communicants class
کلاس ارتباطکنندگان
the church welcomed all communicants to the service.
کلیسا از همه منتسبان به مراسم استقبال کرد.
communicants receive the sacrament during the ceremony.
منتسبان در طول مراسم، مصروع را دریافت میکنند.
many communicants participated in the community event.
بسیاری از منتسبان در رویداد جامعه شرکت کردند.
the priest addressed the communicants with warmth.
کشیش با صمیمیت با منتسبان صحبت کرد.
communicants shared their experiences after the service.
منتسبان تجربیات خود را پس از مراسم به اشتراک گذاشتند.
each communicant is encouraged to reflect on their faith.
از هر منتسب تشویق می شود که در مورد ایمان خود تأمل کند.
communicants are expected to follow the church's teachings.
منتسبان انتظار میرود که به آموزههای کلیسا عمل کنند.
the pastor offered guidance to the new communicants.
کشیش به منتسبان جدید راهنمایی کرد.
during the mass, communicants sang hymns together.
در طول مراسم، منتسبان همزمان سرود میخواندند.
communicants often form a close-knit community.
منتسبان اغلب یک جامعه نزدیک و صمیمی تشکیل میدهند.
active communicants
ارتباطکنندگان فعال
faithful communicants
ارتباطکنندگان وفادار
regular communicants
ارتباطکنندگان منظم
new communicants
ارتباطکنندگان جدید
baptized communicants
ارتباطکنندگان باجوانعمد
confirmed communicants
ارتباطکنندگان تأیید شده
adult communicants
ارتباطکنندگان بزرگسال
young communicants
ارتباطکنندگان جوان
communicants meeting
جلسه ارتباطکنندگان
communicants class
کلاس ارتباطکنندگان
the church welcomed all communicants to the service.
کلیسا از همه منتسبان به مراسم استقبال کرد.
communicants receive the sacrament during the ceremony.
منتسبان در طول مراسم، مصروع را دریافت میکنند.
many communicants participated in the community event.
بسیاری از منتسبان در رویداد جامعه شرکت کردند.
the priest addressed the communicants with warmth.
کشیش با صمیمیت با منتسبان صحبت کرد.
communicants shared their experiences after the service.
منتسبان تجربیات خود را پس از مراسم به اشتراک گذاشتند.
each communicant is encouraged to reflect on their faith.
از هر منتسب تشویق می شود که در مورد ایمان خود تأمل کند.
communicants are expected to follow the church's teachings.
منتسبان انتظار میرود که به آموزههای کلیسا عمل کنند.
the pastor offered guidance to the new communicants.
کشیش به منتسبان جدید راهنمایی کرد.
during the mass, communicants sang hymns together.
در طول مراسم، منتسبان همزمان سرود میخواندند.
communicants often form a close-knit community.
منتسبان اغلب یک جامعه نزدیک و صمیمی تشکیل میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید