congregations

[ایالات متحده]/ˌkɒŋɡrɪˈɡeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌkɑːŋɡrɪˈɡeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به طور منظم به یک کلیسای خاص حاضر می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

church congregations

جمعیت‌های کلیسا

local congregations

جمعیت‌های محلی

faith congregations

جمعیت‌های با ایمان

congregations unite

جمعیت‌ها متحد می‌شوند

youth congregations

جمعیت‌های جوانان

congregations grow

جمعیت‌ها رشد می‌کنند

congregations gather

جمعیت‌ها گرد هم می‌آیند

congregations serve

جمعیت‌ها خدمت می‌کنند

congregations worship

جمعیت‌ها عبادت می‌کنند

congregations connect

جمعیت‌ها ارتباط برقرار می‌کنند

جملات نمونه

the congregations gathered for the annual festival.

مجمعت‌ها برای جشنواره سالانه گرد هم آمدند.

many congregations offer community services.

بسیاری از مجمعت‌ها خدمات اجتماعی ارائه می‌دهند.

the congregations sang hymns together.

مجمعت‌ها سرودهای خود را با هم خواندند.

some congregations have youth programs.

برخی از مجمعت‌ها برنامه‌های جوانان دارند.

the congregations participated in a charity event.

مجمعت‌ها در یک رویداد خیریه شرکت کردند.

congregations from different regions came together.

مجمعت‌ها از مناطق مختلف گرد هم آمدند.

she leads one of the largest congregations in the city.

او یکی از بزرگترین مجمعت‌ها را در شهر رهبری می‌کند.

congregations often hold prayer meetings.

مجمعت‌ها اغلب جلسات دعا برگزار می‌کنند.

many congregations support local charities.

بسیاری از مجمعت‌ها از خیریه‌های محلی حمایت می‌کنند.

congregations are encouraged to volunteer in the community.

از مجمعت‌ها خواسته می‌شود در جامعه داوطلب شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید