communion

[ایالات متحده]/kəˈmju:njən/
[بریتانیا]/kə'mjʊnjən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مراسم مذهبی که اعضای یک ایمان گرد هم می‌آیند تا در یک تجربه معنوی مشترک شرکت کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

Holy Communion

عشاء ربانی

Communion service

خدمت شام مقدس

Communion wafer

نان مقدس

Receive communion

دریافتن شام مقدس

Communion cup

جام مقدس

Communion wine

شراب مقدس

anglican communion

جامعه‌ی انگلیکی

جملات نمونه

in this churchyard communion with the dead was almost palpable.

در این گورستان، ارتباط با مردگان تقریباً ملموس بود.

the Eastern Churches are not in communion with Rome.

کلیسا‌های شرقی با رم در ارتباط نیستند.

communion in both kinds .

ارتباط در هر دو نوع.

he received Communion and left.

او ارتباط را دریافت کرد و رفت.

her personal communion with God

ارتباط شخصی او با خدا

We had only limited communion with the natives.

ما فقط ارتباط محدودی با بومیان داشتیم.

He lived in close communion with nature.

او در ارتباط نزدیک با طبیعت زندگی می‌کرد.

Communion was celebrated by the Reverend John Harris.

ارتباط توسط پدر جان هریس جشن گرفته شد.

How can we forget in the first place those specific services to communion which are the Petrine ministry and, closely related to it, episcopal collegiality?...

چگونه می‌توانیم اصلاً آن خدمات خاص به ارتباط، یعنی وزارت پطرسی و، ارتباط نزدیک به آن، همکارای اسقفی را فراموش کنیم؟...

Some churches have also begun to allow "intinction" or dipping bread in communion wine rather than sharing the chalice, while others have stopped offering wine altogether, the newspaper said.

برخی از کلیساها همچنین اجازه "غوطه ور کردن" یا خیس کردن نان در شراب مشارکت به جای به اشتراک گذاشتن جام را آغاز کرده اند، در حالی که برخی دیگر به طور کلی عرضه شراب را متوقف کرده اند، روزنامه گزارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید