compactable

[ایالات متحده]/kəmˈpæktəbl/
[بریتانیا]/kəmˈpæktəbl/

ترجمه

adj. قابل فشرده‌سازی یا متراکم شدن (adj. capable of being compressed or compacted)

عبارات و ترکیب‌ها

more compactable

Persian_translation

most compactable

Persian_translation

compactable material

Persian_translation

compactable soil

Persian_translation

highly compactable

Persian_translation

easily compactable

Persian_translation

جملات نمونه

the new landfill design allows for more compactable waste materials, increasing capacity by 25%.

طراحی جدید محل دفن زباله امکان استفاده از مواد زائد قابل فشرده‌سازی بیشتر را فراهم می‌کند و ظرفیت را 25٪ افزایش می‌دهد.

clay soil is less compactable than sand, making it more prone to shifting.

خاک رس نسبت به شن کمتر قابل فشرده‌سازی است و به همین دلیل بیشتر در معرض جابجایی قرار دارد.

the software offers a compactable file format that reduces storage requirements significantly.

نرم‌افزار یک فرمت فایل قابل فشرده‌سازی ارائه می‌دهد که به طور قابل توجهی الزامات ذخیره‌سازی را کاهش می‌دهد.

engineers are developing more compactable battery designs for electric vehicles.

مهندسان در حال توسعه طرح‌های باتری قابل فشرده‌سازی بیشتر برای وسایل نقلیه الکتریکی هستند.

this type of foam is highly compactable, making it ideal for shipping fragile items.

این نوع فوم بسیار قابل فشرده‌سازی است و آن را برای حمل و نقل اقلام شکننده ایده‌آل می‌کند.

the compactable nature of the sediment allows for efficient foundation construction.

ماهیت قابل فشرده‌سازی رسوبات به ساخت پایه و اساس کارآمد اجازه می‌دهد.

our new compression algorithm creates compactable data packages for faster transmission.

الگوریتم فشرده‌سازی جدید ما بسته‌های داده قابل فشرده‌سازی برای انتقال سریع‌تر ایجاد می‌کند.

plastic waste is generally less compactable than organic materials.

ضایعات پلاستیکی به طور کلی کمتر از مواد آلی قابل فشرده‌سازی هستند.

the compactable storage system maximizes warehouse space utilization.

سیستم ذخیره‌سازی قابل فشرده‌سازی حداکثر استفاده از فضای انبار را بهینه می‌کند.

architects specified compactable insulation materials to reduce wall thickness.

معماران مواد عایق قابل فشرده‌سازی را برای کاهش ضخامت دیوارها تعیین کردند.

gravel is more compactable than larger stones for road base construction.

برای ساخت پایه جاده، شن و ماسه بیشتر از سنگ‌های بزرگتر قابل فشرده‌سازی است.

the compactable design of the furniture makes it perfect for small apartments.

طراحی قابل فشرده‌سازی مبلمان آن را برای آپارتمان‌های کوچک ایده‌آل می‌کند.

researchers found that certain polymers become more compactable when heated.

محققان دریافتند که برخی از پلیمرها هنگام گرم شدن بیشتر قابل فشرده‌سازی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید