foldable

[ایالات متحده]/ˈfəʊldəbl/
[بریتانیا]/ˈfoʊldəbl/

ترجمه

adj. قابلیت تا شدن (n, v, adj, adv, etc.)

عبارات و ترکیب‌ها

foldable phone

تلفن تاشو

foldable laptop

لپ‌تاپ تاشو

foldable table

میز تاشو

foldable chair

صندلی تاشو

foldable design

طراحی تاشو

foldable storage

فضای ذخیره‌سازی تاشو

foldable solar panels

پنل‌های خورشیدی تاشو

foldable bicycle

دوچرخه تاشو

foldable drone

پهپاد تاشو

جملات نمونه

the phone is foldable and compact.

گوشی تاشو و جمع و جور است.

this new laptop has a foldable screen.

این لپ تاپ جدید دارای صفحه نمایش تاشو است.

the chair is foldable for easy storage.

صندلی برای نگهداری آسان تاشو است.

they used a foldable table at the picnic.

آنها از یک میز تاشو در پیک نیک استفاده کردند.

the map is foldable and fits in my pocket.

نقشه تاشو است و در جیب من جا می شود.

the solar panel is foldable for portability.

پنل خورشیدی برای قابلیت حمل و نقل تاشو است.

the tent comes with a foldable frame.

چادر دارای یک قاب تاشو است.

he designed a foldable drone for aerial photography.

او یک پهپاد تاشو برای عکاسی هوایی طراحی کرد.

the suitcase has a foldable handle for convenience.

چمدان دارای یک دسته تاشو برای راحتی است.

this foldable phone is perfect for traveling.

این گوشی تاشو برای سفر کردن عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید