my compadre
رفیق من
compadre talk
گفتگوی رفیق
good compadre
رفیق خوب
compadre bond
پیوند رفاقت
compadre system
سیستم رفاقت
trusted compadre
رفیق مورد اعتماد
old compadre
رفیق قدیمی
compadre love
عشق رفاقت
loyal compadre
رفیق وفادار
compadre spirit
روح رفاقت
he is my compadre from college.
او همنشین من از دانشگاه است.
we often hang out with our compadres on weekends.
ما اغلب آخر هفتهها با همنشینانمان وقت میگذرانیم.
my compadre helped me with my project.
همنشین من در انجام پروژه به من کمک کرد.
being a compadre means being there for each other.
همنشینی به معنای حضور در کنار یکدیگر است.
he introduced me to his compadre at the party.
او همنشین خود را در مهمانی به من معرفی کرد.
my compadre and i share a lot of memories.
من و همنشینم خاطرات زیادی با هم داریم.
we have a compadre agreement to support each other.
ما یک توافقنامه همنشینی برای حمایت از یکدیگر داریم.
my compadre always has my back.
همنشین من همیشه از من حمایت میکند.
he treats me like a true compadre.
او با من مثل یک همنشین واقعی رفتار میکند.
we celebrated our friendship as compadres.
ما دوستی خود را به عنوان همنشین جشن گرفتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید