compadre

[ایالات متحده]/kəmˈpædə/
[بریتانیا]/kəmˈpædər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوست نزدیک یا رفیق؛ دوست؛ همراه نزدیک

عبارات و ترکیب‌ها

my compadre

رفیق من

compadre talk

گفتگوی رفیق

good compadre

رفیق خوب

compadre bond

پیوند رفاقت

compadre system

سیستم رفاقت

trusted compadre

رفیق مورد اعتماد

old compadre

رفیق قدیمی

compadre love

عشق رفاقت

loyal compadre

رفیق وفادار

compadre spirit

روح رفاقت

جملات نمونه

he is my compadre from college.

او هم‌نشین من از دانشگاه است.

we often hang out with our compadres on weekends.

ما اغلب آخر هفته‌ها با هم‌نشینانمان وقت می‌گذرانیم.

my compadre helped me with my project.

هم‌نشین من در انجام پروژه به من کمک کرد.

being a compadre means being there for each other.

هم‌نشینی به معنای حضور در کنار یکدیگر است.

he introduced me to his compadre at the party.

او هم‌نشین خود را در مهمانی به من معرفی کرد.

my compadre and i share a lot of memories.

من و هم‌نشینم خاطرات زیادی با هم داریم.

we have a compadre agreement to support each other.

ما یک توافقنامه هم‌نشینی برای حمایت از یکدیگر داریم.

my compadre always has my back.

هم‌نشین من همیشه از من حمایت می‌کند.

he treats me like a true compadre.

او با من مثل یک هم‌نشین واقعی رفتار می‌کند.

we celebrated our friendship as compadres.

ما دوستی خود را به عنوان هم‌نشین جشن گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید