comparability

[ایالات متحده]/ˌkɔmpərə'biləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شباهت، توانایی مقایسه شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

ensure comparability

تضمین مقایسه پذیری

lack of comparability

نبود مقایسه پذیری

improve comparability

بهبود مقایسه پذیری

جملات نمونه

ensuring comparability between different products

اطمینان از مقایسه‌پذیری بین محصولات مختلف

comparing prices for comparability

مقایسه قیمت‌ها برای مقایسه‌پذیری

maintaining comparability in research studies

حفظ مقایسه‌پذیری در مطالعات تحقیقاتی

using standardized measures for comparability

استفاده از معیارهای استاندارد برای مقایسه‌پذیری

seeking comparability in financial reporting

جستجوی مقایسه‌پذیری در گزارش‌های مالی

establishing comparability in performance evaluations

ایجاد مقایسه‌پذیری در ارزیابی عملکرد

ensuring data comparability across different sources

اطمینان از مقایسه‌پذیری داده‌ها در منابع مختلف

comparability is crucial for making accurate comparisons

مقایسه‌پذیری برای انجام مقایسه‌های دقیق بسیار مهم است

lack of comparability can lead to misleading conclusions

عدم مقایسه‌پذیری می‌تواند منجر به نتیجه‌گیری‌های گمراه‌کننده شود

striving for greater comparability in international standards

تلاش برای افزایش مقایسه‌پذیری در استانداردهای بین‌المللی

نمونه‌های واقعی

I guess that even then I was aware of the comparability between the position of a writer and his environment and that of a spy - that both, in a sense, trade off the people around them.

حدس می‌زنم حتی آن زمان هم از مقایسه‌پذیری بین موقعیت یک نویسنده و محیط او و موقعیت یک جاسوس آگاه بودم - اینکه هر دو به نحوی از افرادی که در اطرافشان هستند استفاده می‌کنند.

منبع: Fresh air

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید