compassionates

[ایالات متحده]/kəmˈpæʃənət/
[بریتانیا]/kəmˈpæʃənət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دادن دلسوزی یا رحمت
v. دلسوزی یا رحمت نشان دادن

جملات نمونه

She is a compassionate person.

او شخصیتی مهربان و دلسوز است.

compassionate toward disadvantaged people;

مواظب افراد محروم و نادار بودن;

She is known for her compassionate nature towards others.

او به خاطر طبیعت مهربان و دلسوزش نسبت به دیگران شناخته شده است.

The doctor showed a compassionate attitude towards his patients.

پزشک نگرشی دلسوزانه نسبت به بیماران خود نشان داد.

It is important to be compassionate towards those in need.

مهم است که نسبت به کسانی که نیاز دارند، مهربان باشید.

The compassionate gesture of donating to charity touched many hearts.

حرکت دلسوزانه اهدای پول به خیریه، دل بسیاری را لمس کرد.

She spoke in a compassionate tone to comfort her friend.

او با لحنی مهربان برای آرام کردن دوستش صحبت کرد.

The compassionate teacher always listens to her students' problems.

معلم مهربان همیشه به مشکلات دانش آموزان خود گوش می دهد.

He showed his compassionate side by volunteering at the local shelter.

او با داوطلب شدن در پناهگاه محلی، جنبه دلسوزانه خود را نشان داد.

Compassionate leaders inspire trust and loyalty among their followers.

رهبران دلسوز اعتماد و وفاداری را در میان پیروان خود الهام بخشند.

The compassionate response from the community helped those affected by the natural disaster.

پاسخ دلسوزانه جامعه به کمک به کسانی که تحت تأثیر فاجعه طبیعی قرار گرفته بودند، کمک کرد.

In times of crisis, it is crucial to show compassionate support to those around you.

در زمان بحران، نشان دادن حمایت دلسوزانه از اطرافیان بسیار مهم است.

نمونه‌های واقعی

Trust me, compassionate comments help abate the negativity.

به من اعتماد کنید، نظرات دلسوزانه به کاهش منفی‌گرایی کمک می‌کنند.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

It was allowed by the FDA's compassionate use pathway for experimental treatments.

این مورد با استفاده از مسیر استفاده همدلانه سازمان غذا و داروی آمریکا برای درمان‌های تجربی مجاز بود.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

It was a new level of compassionate curiosity.

این سطح جدیدی از کنجکاوی دلسوزانه بود.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

First and foremost, she is kind and compassionate.

در درجه اول، او مهربان و دلسوز است.

منبع: IELTS Speaking High Score Model

It inspires us to be humble, compassionate, forgiving.

این الهام‌بخش ما برای متواضع، دلسوز و بخشنده بودن است.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

I found, however, that people were generally compassionate.

با این حال، من دریافتم که مردم به طور کلی دلسوز بودند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Well, yes, it is possible, but extensions are normally given only for medical or compassionate reasons.

خب، بله، این امکان وجود دارد، اما معمولاً فقط به دلایل پزشکی یا دلسوزانه تمدید می‌شود.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 4

Children are extremely compassionate by nature.

کودکان به طور ذاتی بسیار دلسوز هستند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Our text was compassionate and respectful.

متن ما دلسوزانه و محترمانه بود.

منبع: Modern Family Season 6

Can we be more compassionate, please?

آیا می‌توانیم بیشتر دلسوز باشیم، لطفاً؟

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American March 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید