compensative

[ایالات متحده]/ˈkɒmpənseɪtɪv/
[بریتانیا]/ˈkɑːmpənseɪtɪv/

ترجمه

adj. جبران کننده; مربوط به جبران در ساخت و ساز; بازپرداخت کننده یا مکمل

عبارات و ترکیب‌ها

compensative payment

پرداخت جبرانی

compensative damages

خسارات جبرانی

compensative benefits

مزایای جبرانی

compensative measures

اقدامات جبرانی

compensative support

حمایت جبرانی

compensative action

اقدام جبرانی

compensative scheme

طرح جبرانی

compensative approach

رویکرد جبرانی

compensative strategy

استراتژی جبرانی

compensative clause

ماده جبرانی

جملات نمونه

the compensative measures helped the affected families.

اقدامات جبرانی به کمک خانواده‌های آسیب‌دیده آمد.

she received a compensative payment for her injuries.

او برای آسیب‌های خود یک پرداخت جبرانی دریافت کرد.

the company offered compensative benefits to its employees.

شرکت مزایای جبرانی به کارمندان خود ارائه داد.

compensative actions were taken after the disaster.

پس از فاجعه اقدامات جبرانی انجام شد.

they negotiated a compensative agreement.

آنها یک توافق جبرانی مذاکره کردند.

the compensative strategy improved customer satisfaction.

استراتژی جبرانی باعث بهبود رضایت مشتری شد.

he was given a compensative bonus for his hard work.

او به خاطر تلاش‌هایش یک پاداش جبرانی دریافت کرد.

compensative policies are essential for social equity.

سیاست‌های جبرانی برای عدالت اجتماعی ضروری هستند.

the government implemented compensative programs for the unemployed.

دولت برنامه‌های جبرانی برای بیکاران اجرا کرد.

her compensative efforts were recognized by the community.

تلاش‌های جبرانی او توسط جامعه مورد توجه قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید