complicities

[ایالات متحده]/kəmˈplɪsɪtiz/
[بریتانیا]/kəmˈplɪsɪtiz/

ترجمه

n. حالت درگیر بودن با دیگران در یک فعالیت غیرقانونی یا خطا

عبارات و ترکیب‌ها

moral complicities

پیچیدگی‌های اخلاقی

political complicities

پیچیدگی‌های سیاسی

social complicities

پیچیدگی‌های اجتماعی

legal complicities

پیچیدگی‌های قانونی

economic complicities

پیچیدگی‌های اقتصادی

hidden complicities

پیچیدگی‌های پنهان

cultural complicities

پیچیدگی‌های فرهنگی

systemic complicities

پیچیدگی‌های سیستمی

institutional complicities

پیچیدگی‌های سازمانی

personal complicities

پیچیدگی‌های شخصی

جملات نمونه

there are many complicities in the project that need to be addressed.

در این پروژه پیچیدگی‌های زیادی وجود دارد که باید رسیدگی شود.

his complicities with the rival company were revealed.

همکاری‌های او با شرکت رقیب آشکار شد.

understanding the complicities of the situation is crucial.

درک پیچیدگی‌های وضعیت بسیار مهم است.

the complicities among the team members were evident.

همکاری‌های بین اعضای تیم آشکار بود.

they explored the complicities of social dynamics.

آنها پیچیدگی‌های پویایی‌های اجتماعی را بررسی کردند.

her complicities in the scheme were not accidental.

همکاری‌های او در این طرح اتفاقی نبود.

complicities can often lead to misunderstandings.

پیچیدگی‌ها اغلب می‌توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

the complicities of politics and business are well-known.

پیچیدگی‌های سیاست و تجارت به خوبی شناخته شده است.

they worked to untangle the complicities in the investigation.

آنها برای رفع پیچیدگی‌های تحقیقات کار کردند.

complicities in the community can foster trust.

همکاری‌ها در جامعه می‌تواند اعتماد را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید