componential

[ایالات متحده]/kəmˈpəʊnʃəl/
[بریتانیا]/kəmˈpoʊnʃəl/

ترجمه

adj. مرتبط با یا متشکل از اجزاء

عبارات و ترکیب‌ها

componential analysis

تجزیه اجزاء

componential features

ویژگی‌های اجزاء

componential structure

ساختار اجزاء

componential model

مدل اجزاء

componential elements

اجزای سازنده

componential relationships

روابط اجزاء

componential representation

بازنمایی اجزاء

componential systems

سیستم‌های اجزاء

componential variables

متغیرهای اجزاء

componential approach

رویکرد اجزاء

جملات نمونه

understanding componential analysis is crucial in linguistics.

درک تحلیل مؤلفه‌ای در زبان‌شناسی بسیار مهم است.

each word has its own componential features.

هر کلمه دارای ویژگی‌های مؤلفه‌ای خاص خود است.

componential definitions help clarify meaning.

تعریف‌های مؤلفه‌ای به روشن شدن معنا کمک می‌کنند.

the componential approach is useful for language teaching.

رویکرد مؤلفه‌ای برای آموزش زبان مفید است.

componential analysis can reveal hidden relationships between words.

تحلیل مؤلفه‌ای می‌تواند روابط پنهان بین کلمات را آشکار کند.

in semantics, componential analysis is widely applied.

در معناشناسی، تحلیل مؤلفه‌ای به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

componential structures can vary across languages.

ساختارهای مؤلفه‌ای می‌توانند در زبان‌های مختلف متفاوت باشند.

the study of componential meaning enhances comprehension.

مطالعه معنای مؤلفه‌ای، درک مطلب را افزایش می‌دهد.

componential breakdown of concepts aids in learning.

تجزیه مؤلفه‌ای مفاهیم به یادگیری کمک می‌کند.

grasping componential distinctions is essential for language proficiency.

درک تمایزات مؤلفه‌ای برای تسلط بر زبان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید