composable design
طراحی قابل ترکیب
composable components
اجزای قابل ترکیب
composable architecture
معماری قابل ترکیب
composable ui
واسط کاربری قابل ترکیب
composable patterns
الگوهای قابل ترکیب
composable functions
توابع قابل ترکیب
composable system
سیستم قابل ترکیب
composable modules
ماژولهای قابل ترکیب
composable solutions
راه حلهای قابل ترکیب
composable approach
رویکرد قابل ترکیب
the api is composable, so teams can assemble features without rewriting core services.
این API قابل ترکیب است، بنابراین تیمها میتوانند ویژگیها را بدون بازنویسی سرویسهای اصلی، مونتاژ کنند.
we designed a composable architecture that scales as new products and regions are added.
ما یک معماری قابل ترکیب طراحی کردیم که با اضافه شدن محصولات و مناطق جدید، مقیاسپذیر است.
the ui uses composable components to keep the design consistent across the app.
رابط کاربری از اجزای قابل ترکیب برای حفظ ثبات طراحی در سراسر برنامه استفاده میکند.
this library provides composable functions that you can chain for cleaner code.
این کتابخانه توابع قابل ترکیب را ارائه میدهد که میتوانید آنها را برای کد تمیزتر به زنجیره متصل کنید.
composability makes the system easier to test, because each piece can be verified in isolation.
قابلیت ترکیبپذیری باعث میشود تست سیستم آسانتر شود، زیرا هر قسمت را میتوان به صورت جداگانه تأیید کرد.
our workflow is composable, letting analysts swap steps without breaking the pipeline.
گردش کار ما قابل ترکیب است، به طوری که تحلیلگران میتوانند مراحل را بدون شکستن خط لوله، تغییر دهند.
the framework supports composable hooks, enabling reusable logic across multiple pages.
این فریمورک از قلابهای قابل ترکیب پشتیبانی میکند و امکان استفاده مجدد از منطق در چندین صفحه را فراهم میکند.
we adopted a composable data model so different teams can extend it safely.
ما یک مدل داده قابل ترکیب را پذیرفتیم تا تیمهای مختلف بتوانند آن را به طور ایمن گسترش دهند.
a composable toolkit helps developers mix and match utilities for each project.
یک کیت ابزار قابل ترکیب به توسعهدهندگان کمک میکند تا ابزارها را برای هر پروژه با هم ترکیب کنند.
the platform offers composable building blocks for authentication, payments, and analytics.
این پلتفرم بلوکهای ساختنی قابل ترکیب را برای احراز هویت، پرداخت و تجزیه و تحلیل ارائه میدهد.
with a composable strategy, we can iterate quickly while keeping modules independent.
با یک استراتژی قابل ترکیب، میتوانیم به سرعت تکرار کنیم در حالی که ماژولها مستقل میمانند.
the language encourages composable abstractions that stay small and focused.
این زبان تشویق به انتزاعهای قابل ترکیب میکند که کوچک و متمرکز باقی میمانند.
composable design
طراحی قابل ترکیب
composable components
اجزای قابل ترکیب
composable architecture
معماری قابل ترکیب
composable ui
واسط کاربری قابل ترکیب
composable patterns
الگوهای قابل ترکیب
composable functions
توابع قابل ترکیب
composable system
سیستم قابل ترکیب
composable modules
ماژولهای قابل ترکیب
composable solutions
راه حلهای قابل ترکیب
composable approach
رویکرد قابل ترکیب
the api is composable, so teams can assemble features without rewriting core services.
این API قابل ترکیب است، بنابراین تیمها میتوانند ویژگیها را بدون بازنویسی سرویسهای اصلی، مونتاژ کنند.
we designed a composable architecture that scales as new products and regions are added.
ما یک معماری قابل ترکیب طراحی کردیم که با اضافه شدن محصولات و مناطق جدید، مقیاسپذیر است.
the ui uses composable components to keep the design consistent across the app.
رابط کاربری از اجزای قابل ترکیب برای حفظ ثبات طراحی در سراسر برنامه استفاده میکند.
this library provides composable functions that you can chain for cleaner code.
این کتابخانه توابع قابل ترکیب را ارائه میدهد که میتوانید آنها را برای کد تمیزتر به زنجیره متصل کنید.
composability makes the system easier to test, because each piece can be verified in isolation.
قابلیت ترکیبپذیری باعث میشود تست سیستم آسانتر شود، زیرا هر قسمت را میتوان به صورت جداگانه تأیید کرد.
our workflow is composable, letting analysts swap steps without breaking the pipeline.
گردش کار ما قابل ترکیب است، به طوری که تحلیلگران میتوانند مراحل را بدون شکستن خط لوله، تغییر دهند.
the framework supports composable hooks, enabling reusable logic across multiple pages.
این فریمورک از قلابهای قابل ترکیب پشتیبانی میکند و امکان استفاده مجدد از منطق در چندین صفحه را فراهم میکند.
we adopted a composable data model so different teams can extend it safely.
ما یک مدل داده قابل ترکیب را پذیرفتیم تا تیمهای مختلف بتوانند آن را به طور ایمن گسترش دهند.
a composable toolkit helps developers mix and match utilities for each project.
یک کیت ابزار قابل ترکیب به توسعهدهندگان کمک میکند تا ابزارها را برای هر پروژه با هم ترکیب کنند.
the platform offers composable building blocks for authentication, payments, and analytics.
این پلتفرم بلوکهای ساختنی قابل ترکیب را برای احراز هویت، پرداخت و تجزیه و تحلیل ارائه میدهد.
with a composable strategy, we can iterate quickly while keeping modules independent.
با یک استراتژی قابل ترکیب، میتوانیم به سرعت تکرار کنیم در حالی که ماژولها مستقل میمانند.
the language encourages composable abstractions that stay small and focused.
این زبان تشویق به انتزاعهای قابل ترکیب میکند که کوچک و متمرکز باقی میمانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید