computerizes

[ایالات متحده]/kəmˈpjuːtəraɪzɪz/
[بریتانیا]/kəmˈpjuːtəraɪzɪz/

ترجمه

v. برای کار کردن (فرایندها) با استفاده از یک کامپیوتر
n. عمل کامپیوتری کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

computerizes data

خودکارسازی داده‌ها

computerizes processes

خودکارسازی فرآیندها

computerizes records

خودکارسازی سوابق

computerizes tasks

خودکارسازی وظایف

computerizes systems

خودکارسازی سیستم‌ها

computerizes operations

خودکارسازی عملیات

computerizes information

خودکارسازی اطلاعات

computerizes workflow

خودکارسازی گردش کار

computerizes inventory

خودکارسازی موجودی

computerizes management

خودکارسازی مدیریت

جملات نمونه

the company computerizes its inventory management system.

شرکت سیستم مدیریت موجودی خود را خودکار می کند.

she believes that computerizes can improve efficiency.

او معتقد است که خودکارسازی می تواند کارایی را بهبود بخشد.

many schools are computerizes their administrative tasks.

مدارس زیادی وظایف اداری خود را خودکار می کنند.

he wants to computerizes the entire process to save time.

او می خواهد کل فرآیند را برای صرفه جویی در زمان خودکار کند.

the new software computerizes data entry and analysis.

نرم افزار جدید ورود و تجزیه و تحلیل داده ها را خودکار می کند.

our team computerizes the workflow to enhance productivity.

تیم ما گردش کار را برای افزایش بهره وری خودکار می کند.

they plan to computerizes their customer service operations.

آنها قصد دارند عملیات خدمات مشتری خود را خودکار کنند.

computerizes the payroll process has reduced errors significantly.

خودکار کردن فرآیند حقوق و دستمزد به طور قابل توجهی خطاها را کاهش داده است.

the project aims to computerizes all manual tasks.

هدف پروژه خودکار کردن تمام وظایف دستی است.

she advocates for computerizes in healthcare management.

او از خودکارسازی در مدیریت بهداشت و درمان حمایت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید