comradely

[ایالات متحده]/'kɑmrædli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان‌دهنده رفاقت، گرم و دوستانه.

عبارات و ترکیب‌ها

comradely gesture

حرکت رفاقتی

comradely relationship

رابطه رفاقتی

جملات نمونه

" Bela clapped Jack on the shoulder in comradely fashion and gave him a sisterly hug.She towered over him, a full head taller.

بلا با حالت رفاقتی، جک را روی شانه اش زد و او را به شکل خواهرانه در آغوش گرفت. او یک سر از او بلندتر بود.

act in a comradely manner

با رفتار صمیمانه عمل کنید

maintain a comradely spirit

روحیه صمیمانه را حفظ کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید