comradely gesture
حرکت رفاقتی
comradely relationship
رابطه رفاقتی
" Bela clapped Jack on the shoulder in comradely fashion and gave him a sisterly hug.She towered over him, a full head taller.
بلا با حالت رفاقتی، جک را روی شانه اش زد و او را به شکل خواهرانه در آغوش گرفت. او یک سر از او بلندتر بود.
act in a comradely manner
با رفتار صمیمانه عمل کنید
maintain a comradely spirit
روحیه صمیمانه را حفظ کنید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید