amicable

[ایالات متحده]/ˈæmɪkəbl/
[بریتانیا]/ˈæmɪkəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دوستانه; مشخصه دوستی و نیکخواهی

عبارات و ترکیب‌ها

amicable settlement

تسویه دوستانه

جملات نمونه

there will be an amicable settlement of the dispute.

حل مسالمت‌آمیز اختلاف حاصل خواهد شد.

to settle a question in an amicable way

برای حل یک مسئله به روشی دوستانه

the best course is to seek an amicable parting of the ways.

بهترین راه این است که به دنبال جدایی مسالمت‌آمیز باشیم.

The two nations settled their quarrel in an amicable way.

دو ملت به روشی دوستانه به اختلاف خود پایان دادند.

The two nations reached an amicable agreement.

دو ملت به یک توافقنامه دوستانه رسیدند.

the talks had been amicable and there were grounds for optimism.

گفت‌وگوها دوستانه بود و دلایل خوش‌بینی وجود داشت.

We prefer to resolve disputes by amicable, nonbonding conciliation between two parties.

ما ترجیح می‌دهیم اختلافات را از طریق سازش دوستانه و غیر الزام‌آور بین دو طرف حل کنیم.

We prefer to resolve disputes by amicable , nonbonding conciliation between two parites.

ما ترجیح می‌دهیم اختلافات را از طریق سازش دوستانه و غیر الزام‌آور بین دو طرف حل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید