conceptualism

[ایالات متحده]/kənˈsɛptʃuːəlɪzəm/
[بریتانیا]/kənˈsɛptʃuəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نظریه‌ای فلسفی که بر نقش مفاهیم در درک واقعیت تأکید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

conceptualism art

هنر مفهومی

conceptualism theory

نظریه مفهومی

conceptualism movement

جنبش مفهومی

conceptualism critique

انتقاد مفهومی

conceptualism practice

عملکرد مفهومی

conceptualism framework

چارچوب مفهومی

conceptualism approach

رویکرد مفهومی

conceptualism philosophy

فلسفه مفهومی

conceptualism influence

تاثیرگذاری مفهومی

conceptualism practices

عملکردهای مفهومی

جملات نمونه

conceptualism challenges traditional artistic boundaries.

تبحر در مفهوم‌گرایی، مرزهای سنتی هنری را به چالش می‌کشد.

many artists embrace conceptualism in their work.

بسیاری از هنرمندان مفهوم‌گرایی را در آثار خود می‌پذیرند.

conceptualism emphasizes ideas over aesthetics.

مفهوم‌گرایی بر ایده‌ها نسبت به زیبایی‌شناسی تأکید دارد.

in conceptualism, the concept is the artwork itself.

در مفهوم‌گرایی، مفهوم خود اثر هنری است.

she studied the principles of conceptualism in her art class.

او اصول مفهوم‌گرایی را در کلاس هنر خود مطالعه کرد.

conceptualism has influenced many modern art movements.

مفهوم‌گرایی بر بسیاری از جنبش‌های هنری مدرن تأثیر گذاشته است.

critics often debate the merits of conceptualism.

منتقدان اغلب درباره محاسن مفهوم‌گرایی بحث می‌کنند.

conceptualism allows artists to explore abstract ideas.

مفهوم‌گرایی به هنرمندان اجازه می‌دهد تا ایده‌های انتزاعی را کشف کنند.

he created a piece that exemplifies conceptualism.

او قطعه‌ای خلق کرد که نمونه‌ای از مفهوم‌گرایی است.

conceptualism often requires viewers to engage intellectually.

مفهوم‌گرایی اغلب نیاز دارد که بینندگان به طور فکری درگیر شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید