concretise

[ایالات متحده]/ˈkɒŋ.krɪ.taɪz/
[بریتانیا]/ˈkɑːn.kri.taɪz/

ترجمه

v. چیزی را عینی یا ملموس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

concretise ideas

تبیین ایده ها

concretise plans

تبیین برنامه ها

concretise concepts

تبیین مفاهیم

concretise goals

تبیین اهداف

concretise strategies

تبیین استراتژی ها

concretise visions

تبیین چشم اندازها

concretise thoughts

تبیین افکار

concretise actions

تبیین اقدامات

concretise objectives

تبیین اهداف

concretise processes

تبیین فرآیندها

جملات نمونه

we need to concretise our plans for the project.

ما نیاز داریم برنامه‌های خود را برای پروژه ملموس کنیم.

can you concretise your ideas for the presentation?

آیا می‌توانید ایده‌های خود را برای ارائه ملموس کنید؟

it's important to concretise your goals to stay focused.

برای متمرکز ماندن، ملموس کردن اهداف شما مهم است.

they aim to concretise the vision into actionable steps.

آنها قصد دارند چشم‌انداز را به مراحل قابل اجرا تبدیل کنند.

we should concretise our discussion points before the meeting.

ما باید نکات بحث خود را قبل از جلسه ملموس کنیم.

let's concretise the budget for the upcoming event.

بیایید بودجه رویداد آینده را ملموس کنیم.

he tried to concretise his vision through sketches.

او سعی کرد با استفاده از طرح‌های اولیه، چشم‌انداز خود را ملموس کند.

to improve clarity, we need to concretise our definitions.

برای بهبود وضوح، ما نیاز داریم تعاریف خود را ملموس کنیم.

she worked hard to concretise her research findings.

او سخت تلاش کرد تا یافته‌های تحقیقاتی خود را ملموس کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید