materialise

[ایالات متحده]/mə'tiəriəlaiz/
[بریتانیا]/məˈtɪrɪəlˌaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تحقق یافتن به شکل مادی؛ به وجود آوردن؛ چیزی را عینی یا ملموس کردن؛ باعث ظهور ناگهانی شدن؛ ماده سنگین و روح سبک را ایجاد کردن

vi. شکل گرفتن؛ ناگهان ظاهر شدن یا واقعی شدن
Word Forms
قسمت سوم فعلmaterialised
زمان گذشتهmaterialised
شکل سوم شخص مفردmaterialises
صفت یا فعل حال استمراریmaterialising

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید