concupiscences

[ایالات متحده]/ˌkɒn.kjʊˈpɪs.əns/
[بریتانیا]/ˌkɑːn.kjuːˈpɪs.əns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایل جنسی قوی؛ شهوت شدید

عبارات و ترکیب‌ها

concupiscence of desire

تمایل نفس

concupiscence in thought

تمایل در فکر

concupiscence of flesh

تمایل گوشت

concupiscence and sin

تمایل و گناه

concupiscence leads to

تمایل منجر به

concupiscence in action

تمایل در عمل

concupiscence and temptation

تمایل و وسوسه

concupiscence of spirit

تمایل روح

concupiscence unchecked

تمایل کنترل نشده

جملات نمونه

concupiscence can lead to poor decision-making.

میل می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری ضعیف شود.

the novel explores themes of concupiscence and morality.

رمان مضامین هوس و اخلاق را بررسی می‌کند.

he struggled with his concupiscence throughout his life.

او در طول زندگی خود با هوس خود دست و پنجه نرم کرد.

concupiscence is often depicted in classical art.

هوس اغلب در هنر کلاسیک به تصویر کشیده می‌شود.

the teachings warn against the dangers of concupiscence.

این آموزه‌ها در مورد خطرات هوس هشدار می‌دهند.

concupiscence can cloud one's judgment.

هوس می‌تواند قضاوت یک فرد را مخدوش کند.

philosophers have debated the nature of concupiscence.

فلاسفه در مورد ماهیت هوس بحث کرده‌اند.

she recognized her concupiscence as a weakness.

او ضعف خود را به عنوان هوس تشخیص داد.

concupiscence often leads to conflict in relationships.

هوس اغلب منجر به درگیری در روابط می‌شود.

many religious texts address the issue of concupiscence.

متون مذهبی زیادی به مسئله هوس می‌پردازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید