interferes

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈfɪəz/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈfɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مداخله یا دخالت در یک وضعیت؛ میانجیگری یا داوری؛ مانع یا مسدود کردن؛ دخالت یا مداخله در یک موضوع

عبارات و ترکیب‌ها

interferes with

با آن تداخل می‌کند

interferes often

اغراق آمیز است

interferes significantly

به طور قابل توجهی تداخل دارد

interferes regularly

به طور منظم تداخل دارد

interferes badly

به شدت تداخل دارد

interferes occasionally

به طور گاه به گاه تداخل دارد

interferes directly

به طور مستقیم تداخل دارد

interferes constantly

به طور مداوم تداخل دارد

interferes negatively

به طور منفی تداخل دارد

interferes slightly

به مقدار کم تداخل دارد

جملات نمونه

the loud music interferes with my concentration.

موسیقی بلند باعث اختلال در تمرکز من می‌شود.

his comments often interfere with the flow of the meeting.

نظرات او اغلب با جریان جلسه تداخل دارند.

traffic jams can interfere with our travel plans.

ترافیک سنگین می‌تواند با برنامه‌های سفر ما تداخل داشته باشد.

she believes that stress interferes with her health.

او معتقد است که استرس با سلامتی او تداخل دارد.

the new policy interferes with our usual procedures.

سیاست جدید با رویه‌های معمول ما تداخل دارد.

sometimes, technology interferes with personal relationships.

گاهی اوقات، فناوری با روابط شخصی تداخل دارد.

his phone calls always interfere with my work.

تماس‌های تلفنی او همیشه با کار من تداخل دارند.

noise from the construction site interferes with our sleep.

صدای ناشی از محل ساخت و ساز با خواب ما تداخل دارد.

her doubts interfere with her decision-making.

شک و تردیدهای او با فرآیند تصمیم‌گیری او تداخل دارد.

interference from outside sources can disrupt the experiment.

تداخل از منابع خارجی می‌تواند باعث مختل شدن آزمایش شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید