interferes with
با آن تداخل میکند
interferes often
اغراق آمیز است
interferes significantly
به طور قابل توجهی تداخل دارد
interferes regularly
به طور منظم تداخل دارد
interferes badly
به شدت تداخل دارد
interferes occasionally
به طور گاه به گاه تداخل دارد
interferes directly
به طور مستقیم تداخل دارد
interferes constantly
به طور مداوم تداخل دارد
interferes negatively
به طور منفی تداخل دارد
interferes slightly
به مقدار کم تداخل دارد
the loud music interferes with my concentration.
موسیقی بلند باعث اختلال در تمرکز من میشود.
his comments often interfere with the flow of the meeting.
نظرات او اغلب با جریان جلسه تداخل دارند.
traffic jams can interfere with our travel plans.
ترافیک سنگین میتواند با برنامههای سفر ما تداخل داشته باشد.
she believes that stress interferes with her health.
او معتقد است که استرس با سلامتی او تداخل دارد.
the new policy interferes with our usual procedures.
سیاست جدید با رویههای معمول ما تداخل دارد.
sometimes, technology interferes with personal relationships.
گاهی اوقات، فناوری با روابط شخصی تداخل دارد.
his phone calls always interfere with my work.
تماسهای تلفنی او همیشه با کار من تداخل دارند.
noise from the construction site interferes with our sleep.
صدای ناشی از محل ساخت و ساز با خواب ما تداخل دارد.
her doubts interfere with her decision-making.
شک و تردیدهای او با فرآیند تصمیمگیری او تداخل دارد.
interference from outside sources can disrupt the experiment.
تداخل از منابع خارجی میتواند باعث مختل شدن آزمایش شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید