coned

[ایالات متحده]/kəʊnd/
[بریتانیا]/koʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شکل مخروط درآوردن
adj. دارای شکل مخروطی

عبارات و ترکیب‌ها

coned shape

شکل مخروطی

coned hat

کلاه مخروطی

coned ice

یخ مخروطی

coned end

سر مخروطی

coned surface

سطح مخروطی

coned object

شیء مخروطی

coned section

بخش مخروطی

coned design

طراحی مخروطی

coned model

مدل مخروطی

coned feature

ویژگی مخروطی

جملات نمونه

the ice cream was coned perfectly for the summer festival.

آب‌نبات به‌ طور کامل برای جشنواره تابستانی درست شد.

he coned the traffic to ensure safety during the construction.

او برای اطمینان از ایمنی در طول ساخت و ساز، ترافیک را به مسیر درآورد.

the dog coned the ball and brought it back to me.

سگ توپ را به سمت من پرتاب کرد و آن را آورد.

she coned the yarn into neat balls for knitting.

او کاموا را به توپ‌های مرتب برای بافتن تبدیل کرد.

the artist coned the clay to create beautiful sculptures.

هنرمند از خاک رس برای ساختن مجسمه‌های زیبا استفاده کرد.

they coned the area with traffic cones to manage the crowd.

آنها با استفاده از مخروط‌های ترافیکی، منطقه را به منظور مدیریت جمعیت، مشخص کردند.

the chef coned the whipped cream onto the dessert.

سرآشپز خامه زده را روی دسر ریخت.

he was coned into thinking it was a good idea.

او فریب خورد و فکر کرد این یک ایده خوب است.

the children coned their paper into hats for the party.

کودکان کاغذ خود را به کلاه برای مهمانی تبدیل کردند.

she coned the flowers into a beautiful bouquet.

او گل‌ها را به یک دسته گل زیبا تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید