confabbing away
گفتگو کردن بیوقفه
confabbing together
همراه با دیگران گفتگو کردن
confabbing quietly
به آرامی گفتگو کردن
confabbing casually
به صورت غیررسمی گفتگو کردن
confabbing nonstop
بدون وقفه گفتگو کردن
confabbing outside
بیرون گفتگو کردن
confabbing in groups
در گروههای گفتگو کردن
confabbing on breaks
در زمان استراحت گفتگو کردن
confabbing with friends
با دوستان گفتگو کردن
confabbing during lunch
در زمان ناهار گفتگو کردن
they spent the afternoon confabbing about their favorite books.
آنها بعد از ظهر در مورد کتابهای مورد علاقه خود صحبت میکردند.
we were confabbing over coffee when she shared her big news.
ما در حال صحبت کردن در مورد قهوه بودیم که او خبر بزرگی را با ما در میان گذاشت.
the two friends were confabbing in the park, enjoying the sunshine.
دو دوست در حال صحبت کردن در پارک بودند و از آفتاب لذت میبردند.
during lunch, the colleagues were confabbing about the upcoming project.
در زمان ناهار، همکاران در مورد پروژه آینده صحبت میکردند.
she loves confabbing with her grandmother about family history.
او عاشق صحبت کردن با مادربزرگش در مورد تاریخچه خانواده است.
after the meeting, the team members were confabbing in the hallway.
پس از جلسه، اعضای تیم در راهرو صحبت میکردند.
they were confabbing about travel plans while waiting for their flight.
آنها در حال صحبت کردن در مورد برنامههای سفر در حالی که منتظر پرواز خود بودند.
confabbing with old friends can be a great way to relax.
صحبت کردن با دوستان قدیمی میتواند راهی عالی برای آرامش باشد.
he enjoys confabbing with his neighbors during weekend barbecues.
او از صحبت کردن با همسایگانش در باربکیوهای آخر هفته لذت میبرد.
we were confabbing about the latest movies at the cinema.
ما در حال صحبت کردن در مورد آخرین فیلمها در سینما بودیم.
confabbing away
گفتگو کردن بیوقفه
confabbing together
همراه با دیگران گفتگو کردن
confabbing quietly
به آرامی گفتگو کردن
confabbing casually
به صورت غیررسمی گفتگو کردن
confabbing nonstop
بدون وقفه گفتگو کردن
confabbing outside
بیرون گفتگو کردن
confabbing in groups
در گروههای گفتگو کردن
confabbing on breaks
در زمان استراحت گفتگو کردن
confabbing with friends
با دوستان گفتگو کردن
confabbing during lunch
در زمان ناهار گفتگو کردن
they spent the afternoon confabbing about their favorite books.
آنها بعد از ظهر در مورد کتابهای مورد علاقه خود صحبت میکردند.
we were confabbing over coffee when she shared her big news.
ما در حال صحبت کردن در مورد قهوه بودیم که او خبر بزرگی را با ما در میان گذاشت.
the two friends were confabbing in the park, enjoying the sunshine.
دو دوست در حال صحبت کردن در پارک بودند و از آفتاب لذت میبردند.
during lunch, the colleagues were confabbing about the upcoming project.
در زمان ناهار، همکاران در مورد پروژه آینده صحبت میکردند.
she loves confabbing with her grandmother about family history.
او عاشق صحبت کردن با مادربزرگش در مورد تاریخچه خانواده است.
after the meeting, the team members were confabbing in the hallway.
پس از جلسه، اعضای تیم در راهرو صحبت میکردند.
they were confabbing about travel plans while waiting for their flight.
آنها در حال صحبت کردن در مورد برنامههای سفر در حالی که منتظر پرواز خود بودند.
confabbing with old friends can be a great way to relax.
صحبت کردن با دوستان قدیمی میتواند راهی عالی برای آرامش باشد.
he enjoys confabbing with his neighbors during weekend barbecues.
او از صحبت کردن با همسایگانش در باربکیوهای آخر هفته لذت میبرد.
we were confabbing about the latest movies at the cinema.
ما در حال صحبت کردن در مورد آخرین فیلمها در سینما بودیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید