confecting

[ایالات متحده]/kənˈfɛktɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈfɛktɪŋ/

ترجمه

vt. ترکیب کردن یا آماده کردن با ترکیب مواد
n. آبنبات یا خوراکی‌های شیرین

عبارات و ترکیب‌ها

confecting sweets

تهیه شیرینیجات

confecting treats

تهیه خوراکی‌های خوشمزه

confecting desserts

تهیه دسرهای خوشمزه

confecting chocolates

تهیه شکلات

confecting candies

تهیه آب‌نبات

confecting pastries

تهیه شیرینی‌های پخته شده

confecting delicacies

تهیه غذاهای لذیذ

confecting snacks

تهیه میان‌وعده‌ها

confecting gifts

تهیه هدایا

confecting flavors

تهیه طعم‌ها

جملات نمونه

she is confecting a special dessert for the party.

او در حال تهیه یک دسر ویژه برای مهمانی است.

the chef is confecting a new recipe for the menu.

سرآشپز در حال تهیه یک دستور غذای جدید برای منو است.

he enjoys confecting candies during the holidays.

او از درست کردن شیرینی در تعطیلات لذت می برد.

they are confecting chocolate truffles for the event.

آنها در حال تهیه ترافل شکلاتی برای این رویداد هستند.

our team is confecting a plan to improve sales.

تیم ما در حال تهیه طرحی برای بهبود فروش است.

she spent the afternoon confecting handmade soaps.

او بعد از ظهر را به تهیه صابون دست ساز گذراند.

he is confecting a beautiful bouquet for his wife.

او در حال تهیه یک دسته گل زیبا برای همسرش است.

they are confecting a strategy to boost productivity.

آنها در حال تهیه استراتژی برای افزایش بهره وری هستند.

the artist is confecting a stunning piece of artwork.

هنرمند در حال خلق یک اثر هنری خیره کننده است.

she loves confecting unique gifts for her friends.

او عاشق درست کردن هدایای منحصر به فرد برای دوستانش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید