conferee

[ایالات متحده]/ˌkɒnfəˈriː/
[بریتانیا]/ˌkɑːnfəˈriː/

ترجمه

n. شخصی که در یک کنفرانس شرکت می‌کند
Word Forms
جمعconferees

عبارات و ترکیب‌ها

conference conferee

کنفرانس شرکت‌کننده

registered conferee

شرکت‌کننده ثبت‌نام شده

conferee list

لیست شرکت‌کنندگان

conferee badge

کارت شناسایی شرکت‌کننده

conferee registration

ثبت‌نام شرکت‌کننده

conferee feedback

بازخورد شرکت‌کننده

conferee session

جلسه شرکت‌کننده

conferee materials

مواد شرکت‌کننده

conferee networking

شبکه‌سازی شرکت‌کننده

conferee guidelines

دستورالعمل‌های شرکت‌کننده

جملات نمونه

the conferee raised important questions during the meeting.

شرکت‌کننده سؤالات مهمی را در طول جلسه مطرح کرد.

each conferee received a welcome packet upon arrival.

هر شرکت‌کننده پس از ورود بسته‌ی خوش‌آمدگویی دریافت کرد.

the conferee networked with industry leaders at the conference.

شرکت‌کننده در کنفرانس با رهبران صنعت ارتباط برقرار کرد.

it is essential for the conferee to prepare in advance.

برای شرکت‌کننده، آمادگی از قبل ضروری است.

the conferee expressed gratitude for the informative sessions.

شرکت‌کننده از جلسات آموزنده تشکر کرد.

as a conferee, you have access to exclusive workshops.

به عنوان یک شرکت‌کننده، شما به کارگاه‌های آموزشی انحصاری دسترسی دارید.

the conferee's feedback was invaluable for the organizers.

بازخورد شرکت‌کننده برای برگزارکنندگان بسیار ارزشمند بود.

each conferee was encouraged to share their insights.

از هر شرکت‌کننده خواسته شد تا دیدگاه‌های خود را به اشتراک بگذارد.

the conferee list was distributed before the event.

لیست شرکت‌کنندگان قبل از رویداد توزیع شد.

networking opportunities were abundant for every conferee.

فرصت‌های شبکه‌سازی برای هر شرکت‌کننده فراوان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید