invitee

[ایالات متحده]/ɪnvaɪˈtiː/
[بریتانیا]/ɪnvaɪˈti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به یک رویداد دعوت شده است یا به یک سازمان ملحق می‌شود
Word Forms
جمعinvitees

عبارات و ترکیب‌ها

event invitee

دعوت کننده رویداد

guest invitee

دعوت شده مهمان

formal invitee

دعوت شده رسمی

invitee list

لیست دعوت شده ها

invitee response

پاسخ دعوت شده

invitee confirmation

تایید دعوت شده

invitee details

جزئیات دعوت شده

invitee requirements

الزامات دعوت شده

invitee status

وضعیت دعوت شده

invitee message

پیام دعوت شده

جملات نمونه

the invitee list includes all our close friends.

لیست مهمانان شامل همه دوستان نزدیک ما می‌شود.

each invitee will receive a personalized invitation.

هر مهمان یک دعوت‌نامه شخصی دریافت خواهد کرد.

we need to confirm the attendance of each invitee.

ما باید حضور هر مهمان را تایید کنیم.

the host greeted every invitee at the door.

میزبان در هنگام ورود به هر مهمانی خوشامد گفت.

it’s important to follow up with each invitee after the event.

مهم است که بعد از رویداد با هر مهمان پیگیری کنیم.

the invitee was surprised by the elaborate decorations.

مهمان از دکوراسیون پیچیده شگفت زده شد.

every invitee must rsvp by next week.

هر مهمانی باید تا هفته آینده RSVP کند.

the invitee's feedback was very helpful for planning future events.

بازخورد مهمان برای برنامه ریزی رویدادهای آینده بسیار مفید بود.

we should consider dietary restrictions for each invitee.

ما باید محدودیت های غذایی هر مهمان را در نظر بگیریم.

the invitee arrived fashionably late to the party.

مهمان به موقع به مهمانی رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید