confit

[ایالات متحده]/kɒnˈfiː/
[بریتانیا]/kɑːnˈfiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روشی برای پختن گوشت در چربی خود

عبارات و ترکیب‌ها

duck confit

سس اردک

confit garlic

سیر کنفه

confit tomatoes

گوجه فرنگی کنفه

confit onion

پیاز کنفه

confit citrus

اجا کنفه

confit fruit

میوه کنفه

confit duck legs

ساق اردک کنفه

chicken confit

سس مرغ

confit peppers

فلفل کنفه

confit potatoes

سیب زمینی کنفه

جملات نمونه

he decided to confit the duck legs for a richer flavor.

او تصمیم گرفت که برای طعم بهتر، ران اردک را کانفی کند.

confit is a traditional french method of preserving meat.

کانفی یک روش سنتی فرانسوی برای حفظ گوشت است.

she served the confit garlic as a side dish.

او سیر کانفی را به عنوان غذای جانبی سرو کرد.

to make confit, you need to cook the meat slowly in its own fat.

برای تهیه کانفی، باید گوشت را به آرامی در چربی خود بپزید.

the chef recommended the confit of tomatoes for the pasta.

سرآشپز کانفی گوجه فرنگی را برای پاستا توصیه کرد.

confit can enhance the taste of many dishes.

کانفی می تواند طعم بسیاری از غذاها را افزایش دهد.

they used confit duck in their gourmet tacos.

آنها از اردک کانفی در تاکوهای گورو خود استفاده کردند.

making confit requires patience and attention to detail.

تهیه کانفی نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.

confit can be stored for months if done correctly.

اگر به درستی انجام شود، کانفی را می توان برای ماه ها نگهداری کرد.

he learned how to confit vegetables for a unique taste.

او یاد گرفت که چگونه سبزیجات را کانفی کند تا طعم منحصر به فردی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید