conflux

[ایالات متحده]/ˈkɒnflʌks/
[بریتانیا]/ˈkɑnflʌks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جریان یافتن به هم; ادغام; مکانی که در آن چیزها به هم ادغام یا جریان پیدا می‌کنند
Word Forms
جمعconfluxes

عبارات و ترکیب‌ها

conflux of ideas

همگرایی ایده ها

conflux of cultures

همگرایی فرهنگ‌ها

conflux of rivers

همگرایی رودخانه ها

conflux of forces

همگرایی نیروها

conflux of interests

همگرایی منافع

conflux of events

همگرایی رویدادها

conflux of trends

همگرایی روندها

conflux of thoughts

همگرایی افکار

conflux of energies

همگرایی انرژی‌ها

conflux of talents

همگرایی استعدادها

جملات نمونه

the conflux of cultures creates a vibrant community.

همگرایی فرهنگ‌ها یک جامعه پر جنب و جوش ایجاد می‌کند.

at the conflux of two rivers, the scenery is breathtaking.

در محل تلاقی دو رودخانه، مناظر خیره‌کننده است.

the conflux of ideas led to innovative solutions.

همگرایی ایده‌ها منجر به راه حل‌های نوآورانه شد.

during the festival, there was a conflux of music and dance.

در طول جشنواره، همگرایی موسیقی و رقص وجود داشت.

the city's growth is a result of the conflux of technology and talent.

رشد شهر نتیجه همگرایی فناوری و استعداد است.

she felt a conflux of emotions at the graduation ceremony.

او در مراسم فارغ التحصیلی احساس همگرایی احساسات کرد.

the conflux of different perspectives enriched the discussion.

همگرایی دیدگاه‌های مختلف بحث را غنی کرد.

there is often a conflux of opinions in political debates.

اغراقاً در مناظره‌های سیاسی همگرایی نظرات وجود دارد.

the conflux of science and art leads to groundbreaking discoveries.

همگرایی علم و هنر منجر به کشف‌های پیشگامانه می‌شود.

we witnessed the conflux of tradition and modernity in the city.

ما شاهد همگرایی سنت و مدرنیته در شهر بودیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید