confreres

[ایالات متحده]/kɒnˈfrɪə/
[بریتانیا]/kɑnˈfrɪr/

ترجمه

n. همکار؛ عضو هم‌گروه؛ هم‌تخصص؛ هم‌سطح

عبارات و ترکیب‌ها

fellow confrere

همکار

confrere in arms

همرزم

dear confrere

همکار گرامی

esteemed confrere

همکار محترم

confrere at work

همکار در کار

trusted confrere

همکار مورد اعتماد

confrere in spirit

همکار در روحیه

confrere of mine

همکار من

confrere in profession

همکار حرفه‌ای

old confrere

همکار قدیمی

جملات نمونه

he is a respected confrere in the academic community.

او یک همکار مورد احترام در جامعه علمی است.

many confreres attended the conference to share their research.

بسیاری از همکاران برای به اشتراک گذاشتن تحقیقات خود در کنفرانس شرکت کردند.

she often collaborates with her confreres on projects.

او اغلب با همکاران خود در پروژه ها همکاری می کند.

the confrere offered valuable insights during the discussion.

همکار در طول بحث، بینش های ارزشمندی ارائه داد.

his confreres praised his dedication to the field.

همکارانش تعهد او به این حوزه را تحسین کردند.

she invited her confreres to celebrate her promotion.

او از همکارانش خواست تا ارتقای او را جشن بگیرند.

as a confrere, he felt a strong sense of camaraderie.

به عنوان یک همکار، او احساس قوی همبستگی کرد.

they often exchange ideas with their confreres.

آنها اغلب با همکاران خود ایده تبادل می کنند.

her confreres supported her during the challenging times.

همکارانش در زمان های سخت از او حمایت کردند.

the organization values the contributions of all its confreres.

سازمان از مشارکت همه همکاران خود قدردانی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید