confusednesses

[ایالات متحده]/kənˈfjuːzd.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/kənˈfjuːzd.nəs.ɪz/

ترجمه

n. حالت سردرگمی

عبارات و ترکیب‌ها

confusednesses arise

سردرگمی‌ها به وجود می‌آیند

confusednesses increase

سردرگمی‌ها افزایش می‌یابند

confusednesses persist

سردرگمی‌ها ادامه می‌یابند

confusednesses multiply

سردرگمی‌ها تکثیر می‌شوند

confusednesses unfold

سردرگمی‌ها آشکار می‌شوند

confusednesses dominate

سردرگمی‌ها برتر می‌شوند

confusednesses overwhelm

سردرگمی‌ها غرق می‌کنند

confusednesses exist

سردرگمی‌ها وجود دارند

confusednesses emerge

سردرگمی‌ها ظاهر می‌شوند

confusednesses affect

سردرگمی‌ها بر اثر می‌گذارند

جملات نمونه

his confusednesses about the project led to many delays.

سردرگمی‌های او در مورد پروژه منجر به تاخیرهای زیادی شد.

she expressed her confusednesses during the meeting.

او سردرگمی‌های خود را در طول جلسه بیان کرد.

there were several confusednesses in the instructions given.

چندین سردرگمی در دستورالعمل‌های ارائه شده وجود داشت.

his confusednesses made it hard for him to make decisions.

سردرگمی‌های او باعث شد تصمیم‌گیری برایش دشوار باشد.

we need to address the confusednesses of the new policy.

ما باید به سردرگمی‌های سیاست جدید رسیدگی کنیم.

her confusednesses about the topic were evident in her questions.

سردرگمی‌های او در مورد موضوع در سؤالاتش آشکار بود.

they shared their confusednesses with the group to seek clarity.

آنها سردرگمی‌های خود را با گروه در میان گذاشتند تا به وضوح دست یابند.

his confusednesses regarding the rules resulted in mistakes.

سردرگمی‌های او در مورد قوانین منجر به اشتباهاتی شد.

we must clarify the confusednesses surrounding the event.

ما باید سردرگمی‌های پیرامون رویداد را روشن کنیم.

her confusednesses about the subject affected her performance.

سردرگمی‌های او در مورد موضوع بر عملکردش تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید